Tag: موفقیت در کنکور

توهم توانمندی = شکست(بخش ۲ از ۲)

 سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهم‌های توانمندی  
رقابت
رقابت با دیگران، اصلی‌ترین ابزاری است که انسان‌های متوهم را درمان می‌کند. انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمون‌ها، ممکن است از توهم دست بکشد؛ همان‌ طور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که می‌تواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. دانش‌آموز متوهم هیچ تمایلی ندارد تا در هیچ آزمونی شرکت کند و در کل رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش، یگانه دانش‌آموز توانمند باقی بماند.
 
مقایسه با دیگران
داوطلب یا دانش‌آموز متوهم، همواره با استدلال اینکه «شرایط ما فرق می‌کند» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببندد و از توهم توانمندی خویش محافظت کند؛ البته مقایسه با دیگران، به معنی این نیست که دانش‌آموز یا داوطلب، خود را به خاطر نمرات بدتر یا وضعیت علمی پایین‌تر، بی‌ارزش بداند؛ چنین مقایسه‌ای نه تنها مفید نیست، بلکه ویرانگر  نیز هست. منظور ما از مقایسه، این است که در هر مسابقه‌ای، اعم از علمی، ورزشی، هنری و …، شما رقبایی دارید که با آنها مقایسه می‌شوید؛
 
پس اگر می‌خواهید در یک مسابقه برنده شوید، باید از حباب خود ساخته‌تان بیرون بیایید و با واقعیت روبرو شوید. می‌خواهیم بگوییم فقط زمانی می‌توانید متوجه شوید که برای یک مسابقه یا یک رقابت آماده هستید که وضعیت خود را با سایر افرادی که موقعیتی مشابه شما دارند، مقایسه کنید. مقایسه، راهی برای توانایی سازگاری و هماهنگی اجتماعی، و ابزاری مفید برای توسعۀ رفتارهای اجتماعی است؛
 
اما اگر همین مقایسه، باعث نفرت از خودتان یا دیگران بشود، مضر است؛ به عبارت دیگر، اگر شما در ارزیابی و مقایسۀ خود، احساس کنید که هیچ چیز برای ارایه ندارید و دیگران قوی‌تر، ثروتمندتر، باهوش‌تر، شادتر، زیباتر و جذاب‌تر از شما هستند، اعتماد به نفس خود را از دست خواهید داد و ناامید و آسیب‌پذیر خواهید شد؛ اما شما می‌توانید در یک مقایسه، نقاط قوت خود را بیابید و بر اساس آن در یک مسابقه شرکت کنید یا از حضور در یک مسابقه خودداری کنید، و این نشان دهندۀ ضعف یا ناتوانی شما نیست، بلکه بیانگر این است که شما بر اساس علایق و توانایی‌های خود، راه دیگری را انتخاب کرده‌اید.
 
  نقد
تنها نقد است که می‌تواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسش‌های سخت قرار دهد. نقد، حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، می‌تواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسان در هر جایگاهی کمک می‌کند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود؛ البته نقد، خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست، ولی درک و دریافت انتقاد، در حقیقت از شنوایی مؤثر برمی‌آید و در بسیاری از موقعیت‌های زندگی، از جمله در خانه، مدرسه، دانشگاه و محیط کار، مفید است.
 
برای اینکه بتوانیم پذیرای نقد باشیم، لازم است قبول کنیم که ما بی‌نقص نیستیم. همۀ ما اشتباه می‌کنیم  و مهم این است که از اشتباهاتمان بیاموزیم و یک اشتباه را دو بار تکرار نکنیم. همچنین باید تعصب را کنار گذاشت. حتی اگر با نقدی موافق نیستید به این بیندیشید که شاید دیگران نکته‌ای را می‌بینند که شما حتی از وجود آن آگاه نیستید؛ پس تعصب و لجاجت را کنار بگذارید و این واقعیت را در نظر بگیرید که شاید حق با آنها باشد و از این فرصت به نفع خودتان بهره بگیرید تا خودتان را ارزیابی کنید. 
 
شرکت نوپایی که توهم‌های بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد، به نفع خودش و جامعه‌اش هست؛ همان طور که مدیر دولتی و سیاست‌گذار متوهم هم هر چه سریع‌تر شکست بخورد، به نفع خود و جامعه‌اش عمل کرده است. این چنین است وقتی توهم تکثیر می‌شود، شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد (رقابت و مقایسه) بدون شک، متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکس‌هایشان می‌هراسند
.
او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش، دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.
از توهم است که در آن، فرد به توانمندی‌های خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را می‌ستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتش ناموفق می‌کرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌ربود.
هر سه ابزار فوق، راه‌های نجات یک جامعه از توهم است. جامعه‌ای که این راه‌ها را ببندد، سرشار از بازندگان متوهمی‌خواهد شد که در جایگاه‌های مختلف، از خود تصویر قهرمانان بزرگ را دارند. ارتباط جهانی، اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد، از شکل‌گیری انسان‌های متوهم توانمندی جلوگیری می‌کند، و وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار می‌گیرند، هم خود فرد و هم جامعه هست که نجات می‌یابد.
 
نمونه‌هایی از توهم توانمندی
 
توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته می‌شود، این توهم دوچندان می‌شود. در این وضعیت، فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را در آن زمینه، و احتمالاً زمینه‌های مشابه، دارای تخصص می‌داند. توهم دانش، آفت دنیای مدرن آموزش و اصلی‌ترین مانع یادگیری است.
توهم مدیریت:
 استارت‌آپ‌هایی که خود را «اپل» و مدیری که خود را استیو جابز فرض می‌کند یا کارگردانی که خود را اسکورسیزی می‌بیند، آیینه‌های توهمی‌یکسانی دارند.
توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش می‌داند. این توهم، همان پاشنه‌ آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. آنها توهم کنترل جامعه خود را به مثابه پیش‌فرض اصلی داشته‌اند.

تمامی این توهم‌های توانمندی، در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را می‌بندند

healthcare-e-learning1

توهم توانمندی = شکست(بخش ۱ از ۲)

در سال ۱۹۹۵ یک مرد میانسال به نام «ویلر» در روز روشن، بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای آمریکا دستبرد زد. او حتی صورتش را رو به سمت دوربین بانک گرفت و لبخند زد. عصر همان روز، وقتی پلیس‌ها  به خانه‌اش ریختند و دستگیرش کردند، ناباورانه گفت: «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش، دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.
 
احتمالاً شما اعتقاد ویلر به معجزۀ آبلیمو و عدم تصویربرداری را ابلهانه و ناشی از ساده لوحی وی می‌دانید، اما واقعیت این است که امروزه افراد زیادی به درجه‌ای از این  نوع تعصب، که امروز به نام «توهم توانمندی» شناخته می‌شود، دچار هستند؛ در واقع، این توهم، یکی از گسترده‌ترین و رایج‌ترین توهم‌ها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است؛
 
برای مثال، چندی پیش یکی از داوطلبانی که امسال پشت کنکوری است، از من پرسید که می‌خواهم رتبۀ زیر ۱۰۰ کسب کنم. او تا پایان آذر ماه روزی دو یا سه ساعت مطالعه کرده بود و سال پیش رتبه‌اش در گروه آزمایشی علوم تجربی، بیش از ۶۵ هزار شده بود.
 
همچنین به خاطر دارم که چند سال پیش، رتبۀ آخر گروه آزمایشی علوم تجربی امیدوار بود که سال آینده در رشتـۀ پزشکی پذیرفته شود!
 
متاسفانه داوطلبان بسیاری با این توهم روبرو هستند و به همین دلیل، هر ساله تعداد قابل توجهی از داوطلبان، به خصوص در گروه آزمایشی علوم انسانی، به امید کسب رتبۀ عالی در آزمون سراسری سال آینده، از انتخاب رشته خودداری می‌کنند و تصور می‌کنند که سال بعد می‌توانند در بهترین رشته محل‌ها پذیرفته شوند؛
 
این در حالی است که سال بعد نیز تلاش لازم را برای موفقیت خودشان در آزمون سراسری نمی‌کنند و زمانی هم که به آرزوهای خود نمی‌رسند، شکست خود را حاصل شرایط و وضعیت جامعه می‌دانند و معتقدند که آنها هیچ اشتباهی نکرده‌اند یا حداقل سهم کوچکی در این شکست دارند؛ در واقع، غرق شدن در توهم توانمندی، هم فرد را به انتظاراتش نمی‌رساند و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌رباید.
healthcare-e-learning1

چرا بعضی‌ها هیچ وقت موفق نمی‌شوند؟(بخش ۲ از ۲)

بهانه تراشی نکنید
افراد ناموفق برای خود محدودیت‌هایی ایجاد می‌کنند و درصدد توجیه رفتارشان هستند؛ برای مثال، دانش‌آموزی که نمرۀ خوبی در امتحانات ترم اول کسب نکرده است، می‌گوید به اندازۀ سایر دانش‌آموزان باهوش‌ و با استعداد نیست یا مشکلات خانوادگی دارد و یا تمرکز لازم را ندارد. بهترین درمان برای این مساله، این است که هر وقت ذهنتان شروع به بهانه ‌تراشی می‌کند، آن را متوقف کنید و موتور ذهنتان را برای شروع کار، دوباره به راه بیندازید. بیایید به جای این بهانه‌ها، بیشترین حد خود و بهترین برای خود و برای دیگران باشید.
 
با اتفاقات ناخوشایند روبرو شوید
رسیدن به موفقیت، معمولاً با چالش‌هایی همراه است. افراد ناموفق این موضوع را درک نمی‌کنند و به سرعت دست از همه چیز می‌کشند؛ زیرا کارها ناخوشایند و دشوار به ‌نظرشان می‌رسد. غلبه بر چالش‌ها فقط ما را به اهدافمان نزدیک‌تر نخواهد کرد، بلکه در درون ما فردی را شکل خواهد داد که هرگز تصور نمی‌کردیم وجود داشته باشد. از غلبه بر ترس‌ها واهمه نداشته باشید و برای ورود به حوزه‌ای جدید، از منطقه آرامش و راحتی خود به‌ سرعت خارج شوید و خودتان را به‌چالش بکشید.
 
بی‌تفاوت نباشید
می‌گویند روزی مرد جوانی از سقراط پرسید: راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت : فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفقیت خودم را به تو بگویم.
صبح فردا، مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست تا کنار رودخانه، او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد.
به لبۀ رود رسیدند و به آب زدند و آن قدر پیش رفتند تا آب به زیر چانۀ آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان ناامیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آن قدر قوی بود که او را در زیر آب نگه دارد.
مرد جوان آن قدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد. همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفس بسیار عمیقی کشید و هوا را به اعماق ریه‌هایش فرو فرستاد.
سقراط از او پرسید: زیر آب که بودی، بیش از همه چه چیزی مشتاق بودی؟ 
 گفت: هوا.
سقراط گفت: هر زمان به همین میزان که مشتاق هوا بودی، مشتاق موفقیت بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگر ندارد.
به عبارت دیگر، نسبت به امروز و فردایتان بی تفاوت نباشید. افراد ناموفق درباره هر چیزی بی‌تفاوت هستند و برای انجام هیچ‌ کاری داوطلب نمی‌شوند. مطالعه نمی‌کنند، مایل به آموزش رسمی‌نیستند و هیچ تلاشی را انجام نمی‌دهند، و حتی اگر به بالاترین سطح بالقّوه‌ خود نرسند، با آن مشکلی ندارند؛ زیرا راهی برای خسته ‌شدن خود پیدا می‌کنند.
 
healthcare-e-learning1

چرا بعضی‌ها هیچ وقت موفق نمی‌شوند؟(بخش ۱ از ۲)

تا کنون به این فکر کرده‌اید که علت موفقیت عده‌ای و شکست گروهی دیگر چیست؟ آیا طبق نظر عده‌ای، خوش شانسی می‌تواند عامل موفقیت باشد و، در مقابل، نداشتن اقبال و بخت را می‌توان عامل شکست دانست؟  
 
حقیقت این است که افراد ناتوان و شکست خورده ویژگی‌هایی دارند که مانع از موفقیت آنها می‌شود؛ وگرنه، هر کسی با اهتمام و تلاش می‌تواند به آنچه می‌خواهد برسد. در اینجا برخی از ویژگی‌هایی را که مانع از موفقیت فرد می‌شود، آورده‌ایم. به امید آن که شما نیز جزو افرادی باشید که همای موفقیت همیشه بر شانه‌تان بنشیند.
 
 زمان، ارزشمندترین گوهر هستی
 افراد ناموفق برای زمان خود ارزش قایل نیستند. کارهای آنها مرتب روی هم تلنبار می‌شود؛ زیرا زمان کافی برای انجام کارهای قبلی خود اختصاص نداده‌اند؛ بنابراین، تحقق اهدافشان همیشه به‌ تعویق می‌افتد؛ پس در درجۀ اول باید برای زمان خود ارزش قایل بود؛ برای مثال، دقت کنید که هر روز چقدر از وقت خود را در شبکه‌های مجازی به بطالت می‌گذرانید یا چقدر از زمان خود را صرف تماشای برنامه‌های تلویزیون یا بازی‌های کامپیوتری می‌کنید؟ آیا وقت آن نرسیده است که به تفریح‌های زودگذر و زمان بر «نه» بگویید، و اگر قرار است زمانی را به انجام آنها اختصاص دهید، بعد از انجام وظایفتان باشد؟ ما نباید  طوری زندگی کنیم که انگار زمان زیادی را ذخیره داریم. بی‌شک، مهارت‌های مدیریت زمان و قدرت «نه» گفتن، گامی برای دستیابی به موفقیت در زندگی شماست.
 
در مسیر هدفتان قدم بردارید
 هرچه هدف مهم‌تر باشد، در سلسله ‌مراتب ارزش‌هایتان در مرتبه بالاتری قرار خواهد داشت و وقت و انرژی بیشتری برای آن خواهید گذاشت، و هرچه هدف کم‌ اهمیت‌تر باشد، در سلسله‌ مراتب ارزش‌هایتان مرتبه پایین‌تری به خود اختصاص خواهد داد و به زمان و انرژی کمتری نیاز خواهد داشت. افراد ناموفق کارهای زیادی انجام می‌دهند، اما این کارها اثربخش نیست؛ زیرا در مسیر اهدافشان نیست و کارهای پراکنده و بی‌هدفی محسوب می‌شوند. نوشتن اهداف و استراتژی‌هایی که می‌تواند به تحقق این اهداف کمک کند، شما را در تشخیص کارهایی که به اهدافتان نمی‌رساند، یاری می‌کند.
 
healthcare-e-learning1

دوست آن باشد که گیرد دست دوست…

اگر بخواهید در یک یا دو کلمه، سال دوازدهم یا آخرین سال تحصیلات متوسطه را توصیف کنید، چه می‌گویید؟ کنکور؟ تلاش و توکل؟ سختی کشیدن؟ شب بیداری؟ استرس؟ برنامه‌ریزی و مدیریت زمان؟ فارغ‌التحصیلی؟
 
به نوعی سال آخر با همۀ این کلمات عجین است، اما به نظر می‌رسد که جای یک واژۀ مهم در این میان خالی است و آن هم «صمیمیت و دوستی» است.
 
سال دوازدهم می‌تواند سال دوستی‌های صادقانه و خالصانه باشد؛ دوستی‌هایی که ریشه در همدلی، همفکری و همراهی دارد. دوستی‌هایی که کمک می‌کند تا در لحظات سخت و نفس‌گیر، آرامش پیدا کنی و در شادی‌ها کسی باشد که خوشحالی‌ات را با او سهیم شوی. حتی رتبه‌های برتر آزمون سراسری هم از لحظات خوشی یاد می‌کنند که در پایگاه‌ها و اردوهای مطالعاتی یا کلاس درس، با دوستان همکلاسی‌شان داشته‌اند و خاطرات شیرینی از آن دوران تعریف می‌کنند؛ از اینکه همکاری و همراهی همکلاسی‌ها در حل مشکلات درسی و رقابت مثبتشان برای کسب موفقیت، چقدر مؤثر بوده است.
 
البته نباید منکر این شد که عده‌ای از دانش‌آموزان نیز، به جای آنکه از موهبت دوستی و صمیمیت بهره ببرند، بر طبل حسادت و دشمنی می‌کوبند و فضای همدلی را به کام خود و سایر دانش‌آموزان تلخ می‌کنند. به همین دلیل، برای هر دانش‌آموز سال دوازدهم یا کنکوری، مهم است که در انتخاب دوست و نحوۀ برخورد با همکلاسی‌هایش حساس باشد تا بتواند دوستان خوبی در این دوران داشته باشد و خودش نیز دوستی خوب برای دیگران باشد. حضرت علی (ع) می فرماید: «همراه تو همچون تکه پارچه‌ای است که لباس را بدان وصله کنند؛ پس با کسی مصاحبت کن که به تو شباهت داشته باشد و وصلۀ ناجور نباشد.»
 
راهکارهای زیر که در ۳ بخش خدمت شما عزیزان ارائه خواهند شد می‌تواند به شما کمک کند که روابط دوستانۀ خوبی با دوستان و همکلاسی‌های خود داشته باشید.
 
اخلاق‌مدار بودن
بی‌شک، مهم‌ترین ویژگی یک دوست، اخلاق‌مدار بودن اوست. فردی که  پشت سر دیگران  غیبت می‌کند، لایق دوستی نیست. او به احتمال زیاد پشت سر شما هم همین کار را خواهد کرد. فردی که حسود است و چشم دیدن موفقیت شما را ندارد و مدام می‌خواهد از شما جلو بزند و شما را زیر پاهای خود له کند، عامل آزارتان خواهد شد.
 
فردی که  مدام شما را به انجام کارهایی تشویق می‌کند که مانع پیشرفتتان می‌شود، باید با او نیز خداحافظی کنید. فرض کنید عصر باید به کلاس زبان بروید و او از شما می‌خواهد که به جای کلاس زبان، با او برای تفریح به کافه بروید. چنین فردی نه تنها موجب پیشرفتتان نمی‌شود، بلکه همچون وزنه‌ای به پا اسیرتان می‌کند.
 
امام علی (ع) می‌فرماید: «از دوستی با احمق بپرهیز؛ چرا که می‌خواهد به تو سود رساند، اما دچار زیانت می‌کند. از دوستی با بخیل بپرهیز؛ زیرا آنچه به شدت به آن نیاز داری از تو دریغ می‌دارد. از دوستی با بدکار بپرهیز که با اندک بهایی تو را می‌فروشد. از دوستی با دروغگو بپرهیز که او به سراب می‌ماند؛ دور را نزدیک و نزدیک را دور می‌نماید.»
 
healthcare-e-learning1
صداقت
یک دوست خوب، همیشه صادق است و واقعیت را می‌گوید؛ حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب، برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید، به شما دروغ نمی‌گوید؛ در عوض، حقیقت را می‌گوید و شما را نصیحت می‌کند.
 
شما نیز اگر می‌خواهید دوست خوبی باشید و مردم به شما اعتماد کنند، باید در مورد احساسات، رفتار دوستانتان و اینکه در مورد دوستی‌تان چه حسی دارید، صادق باشید. وقتی در مورد احساسات خود صداقت داشته باشید، ارتباط شما با دوستانتان بیشتر می‌شود و آنها با شما درد ‌دل خواهند کرد. اگر دوستتان آزرده‌ خاطر‌ شده است، نترسید که در این مورد با وی صحبت کنید.  همچنین  اگر چیزی شما را ناراحت می‌کند، از صحبت در مورد آن خجالت نکشید؛ البته  صداقت با رُک‌گویی (که می‌تواند باعث آزرده شدن دوستتان شود) متفاوت است؛ مثلاً اگر فکر می‌کنید که دوستتان مشکل خاصی دارد، وظیفه شما به عنوان یک دوست این است که در مورد آن مشکل و ناراحتی با وی صحبت کنید.
 
در ضمن، اگر می‌خواهید دوستی‌های پایدار و طولانی ‌مدت داشته باشید، برای افرادی وقت بگذارید که در کنار آنها می‌توانید خودتان باشید. اگر به خاطر اینکه دوستتان افکار یا انتخاب‌های متفاوتی دارد، در کنار او رفتاری خالی از صمیمیت و خلوص داشته باشید، دوستی‌تان دوام نخواهد داشت یا به مرور دچار مشکل می‌شوید.
 
مثبت بین بودن
افرادی که مدام نیمۀ خالی لیوان را می‌بینند، انرژی و آرزوهایتان را خراب خواهند کرد. این دسته از دوستان، همیشه با بیان جملات ناامیدکننده باعث می‌شوند که روحیۀ‌تان را از دست بدهید، اما افراد مثبت بین، با کلام دلگرم کننده و رفتارشان، همراه شما در سختی‌ها و دشواری‌ها هستند.  
 
درک کردن تفاوت‌ها
یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید؛ در عوض وقتی شما عقیدۀ متفاوتی دارید و با وی موافق نیستید، به نظر شما احترام می‌گذارد. انجام این کار باعث می‌شود که روابط شما جذاب‌تر شود؛ زیرا دوستان خوب می‌توانند نظرات مختلف خود را دربارۀ موضوعات گوناگون با هم در میان بگذارند. لازمۀ انجام چنین کاری، وجود اطمینان و اعتماد است تا بتوانید خود واقعی‌تان را، به دور از هرگونه ترس و دلهره‌ای، نمایان کنید.
 
شنوایی خوب و مؤثر  
برای درک و حمایت کامل، لازم است که دوستتان به حرف شما با دقت گوش کند و شما نیز، به اندازه‌ای که در مورد خودتان حرف می‌زنید، باید به حرف دوستتان گوش بدهید. دوستانی که به حرف همدیگر گوش می‌دهند، برای یکدیگر اهمیت قایل هستند. اگر فقط منتظر تمام شدن صحبت‌های دوستتان باشید تا آنچه را که خودتان می‌خواهید بگویید، بیان کنید، بی‌شک دوست شما متوجه خواهد شد. سعی کنید تعادل را رعایت کنید تا نیمی از زمان مکالمه را دوستتان صحبت کند. گرچه بعضی افراد خجالتی‌تر از دیگران هستند، اما اگر دوستتان احساس کند که وقتی با شماست، فرصتی برای صحبت کردن ندارد، دوستی‌تان پیشرفتی نخواهد داشت.
 
پذیرش اشتباهات و عذرخواهی
همۀ  ما گاهی در روابطمان قضاوت‌های نادرست می‌کنیم. دوستان واقعی، به جای اینکه دلخوری‌شان را از یکدیگر پنهان کنند، مشکلشان را مستقیماً با همدیگر مطرح می‌کنند تا سوء تفاهم ها از بین برود. اگر شما یا دوستتان اشتباه کردید،  به جای انکار کردن، مسؤولیت آن اشتباه را بپذیرید و تظاهر نکنید که اتفاقی نیفتاده است و تقصیر را گردن فرد دیگری نیندازید. زمانی که عذرخواهی می‌کنید، باید آن را باور داشته باشید و دوستانتان باید صداقت را در صدای شما بشنوند؛ بنابراین، کاری نکنید که فکر کنند شما به احساساتشان اهمیت نمی‌دهید.
 
بخشش و گذشت
دوستان خوب یکدیگر را درک می‌کنند و به همین دلیل می‌توانند نسبت به هم بخشنده و با گذشت باشند. اگر در روابطمان با دیگران، مدام درگیر دلخوری‌های گذشته باشیم، این روابط هیچ پیشرفتی نخواهد کرد. دوست خوب کسی است که بتواند گذشت کند، و اگر خطایی کردیم که باعث دلخوری شد، آن قدر با گذشت باشد که بتواند از اشتباهاتمان بگذرد.