Tag: موفقیت

توهم توانمندی = شکست(بخش ۲ از ۲)

 سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهم‌های توانمندی  
رقابت
رقابت با دیگران، اصلی‌ترین ابزاری است که انسان‌های متوهم را درمان می‌کند. انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمون‌ها، ممکن است از توهم دست بکشد؛ همان‌ طور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که می‌تواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. دانش‌آموز متوهم هیچ تمایلی ندارد تا در هیچ آزمونی شرکت کند و در کل رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش، یگانه دانش‌آموز توانمند باقی بماند.
 
مقایسه با دیگران
داوطلب یا دانش‌آموز متوهم، همواره با استدلال اینکه «شرایط ما فرق می‌کند» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببندد و از توهم توانمندی خویش محافظت کند؛ البته مقایسه با دیگران، به معنی این نیست که دانش‌آموز یا داوطلب، خود را به خاطر نمرات بدتر یا وضعیت علمی پایین‌تر، بی‌ارزش بداند؛ چنین مقایسه‌ای نه تنها مفید نیست، بلکه ویرانگر  نیز هست. منظور ما از مقایسه، این است که در هر مسابقه‌ای، اعم از علمی، ورزشی، هنری و …، شما رقبایی دارید که با آنها مقایسه می‌شوید؛
 
پس اگر می‌خواهید در یک مسابقه برنده شوید، باید از حباب خود ساخته‌تان بیرون بیایید و با واقعیت روبرو شوید. می‌خواهیم بگوییم فقط زمانی می‌توانید متوجه شوید که برای یک مسابقه یا یک رقابت آماده هستید که وضعیت خود را با سایر افرادی که موقعیتی مشابه شما دارند، مقایسه کنید. مقایسه، راهی برای توانایی سازگاری و هماهنگی اجتماعی، و ابزاری مفید برای توسعۀ رفتارهای اجتماعی است؛
 
اما اگر همین مقایسه، باعث نفرت از خودتان یا دیگران بشود، مضر است؛ به عبارت دیگر، اگر شما در ارزیابی و مقایسۀ خود، احساس کنید که هیچ چیز برای ارایه ندارید و دیگران قوی‌تر، ثروتمندتر، باهوش‌تر، شادتر، زیباتر و جذاب‌تر از شما هستند، اعتماد به نفس خود را از دست خواهید داد و ناامید و آسیب‌پذیر خواهید شد؛ اما شما می‌توانید در یک مقایسه، نقاط قوت خود را بیابید و بر اساس آن در یک مسابقه شرکت کنید یا از حضور در یک مسابقه خودداری کنید، و این نشان دهندۀ ضعف یا ناتوانی شما نیست، بلکه بیانگر این است که شما بر اساس علایق و توانایی‌های خود، راه دیگری را انتخاب کرده‌اید.
 
  نقد
تنها نقد است که می‌تواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسش‌های سخت قرار دهد. نقد، حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، می‌تواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسان در هر جایگاهی کمک می‌کند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود؛ البته نقد، خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست، ولی درک و دریافت انتقاد، در حقیقت از شنوایی مؤثر برمی‌آید و در بسیاری از موقعیت‌های زندگی، از جمله در خانه، مدرسه، دانشگاه و محیط کار، مفید است.
 
برای اینکه بتوانیم پذیرای نقد باشیم، لازم است قبول کنیم که ما بی‌نقص نیستیم. همۀ ما اشتباه می‌کنیم  و مهم این است که از اشتباهاتمان بیاموزیم و یک اشتباه را دو بار تکرار نکنیم. همچنین باید تعصب را کنار گذاشت. حتی اگر با نقدی موافق نیستید به این بیندیشید که شاید دیگران نکته‌ای را می‌بینند که شما حتی از وجود آن آگاه نیستید؛ پس تعصب و لجاجت را کنار بگذارید و این واقعیت را در نظر بگیرید که شاید حق با آنها باشد و از این فرصت به نفع خودتان بهره بگیرید تا خودتان را ارزیابی کنید. 
 
شرکت نوپایی که توهم‌های بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد، به نفع خودش و جامعه‌اش هست؛ همان طور که مدیر دولتی و سیاست‌گذار متوهم هم هر چه سریع‌تر شکست بخورد، به نفع خود و جامعه‌اش عمل کرده است. این چنین است وقتی توهم تکثیر می‌شود، شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد (رقابت و مقایسه) بدون شک، متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکس‌هایشان می‌هراسند
.
او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش، دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.
از توهم است که در آن، فرد به توانمندی‌های خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را می‌ستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتش ناموفق می‌کرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌ربود.
هر سه ابزار فوق، راه‌های نجات یک جامعه از توهم است. جامعه‌ای که این راه‌ها را ببندد، سرشار از بازندگان متوهمی‌خواهد شد که در جایگاه‌های مختلف، از خود تصویر قهرمانان بزرگ را دارند. ارتباط جهانی، اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد، از شکل‌گیری انسان‌های متوهم توانمندی جلوگیری می‌کند، و وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار می‌گیرند، هم خود فرد و هم جامعه هست که نجات می‌یابد.
 
نمونه‌هایی از توهم توانمندی
 
توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته می‌شود، این توهم دوچندان می‌شود. در این وضعیت، فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را در آن زمینه، و احتمالاً زمینه‌های مشابه، دارای تخصص می‌داند. توهم دانش، آفت دنیای مدرن آموزش و اصلی‌ترین مانع یادگیری است.
توهم مدیریت:
 استارت‌آپ‌هایی که خود را «اپل» و مدیری که خود را استیو جابز فرض می‌کند یا کارگردانی که خود را اسکورسیزی می‌بیند، آیینه‌های توهمی‌یکسانی دارند.
توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش می‌داند. این توهم، همان پاشنه‌ آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. آنها توهم کنترل جامعه خود را به مثابه پیش‌فرض اصلی داشته‌اند.

تمامی این توهم‌های توانمندی، در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را می‌بندند

healthcare-e-learning1

توهم توانمندی = شکست(بخش ۱ از ۲)

در سال ۱۹۹۵ یک مرد میانسال به نام «ویلر» در روز روشن، بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای آمریکا دستبرد زد. او حتی صورتش را رو به سمت دوربین بانک گرفت و لبخند زد. عصر همان روز، وقتی پلیس‌ها  به خانه‌اش ریختند و دستگیرش کردند، ناباورانه گفت: «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش، دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.
 
احتمالاً شما اعتقاد ویلر به معجزۀ آبلیمو و عدم تصویربرداری را ابلهانه و ناشی از ساده لوحی وی می‌دانید، اما واقعیت این است که امروزه افراد زیادی به درجه‌ای از این  نوع تعصب، که امروز به نام «توهم توانمندی» شناخته می‌شود، دچار هستند؛ در واقع، این توهم، یکی از گسترده‌ترین و رایج‌ترین توهم‌ها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است؛
 
برای مثال، چندی پیش یکی از داوطلبانی که امسال پشت کنکوری است، از من پرسید که می‌خواهم رتبۀ زیر ۱۰۰ کسب کنم. او تا پایان آذر ماه روزی دو یا سه ساعت مطالعه کرده بود و سال پیش رتبه‌اش در گروه آزمایشی علوم تجربی، بیش از ۶۵ هزار شده بود.
 
همچنین به خاطر دارم که چند سال پیش، رتبۀ آخر گروه آزمایشی علوم تجربی امیدوار بود که سال آینده در رشتـۀ پزشکی پذیرفته شود!
 
متاسفانه داوطلبان بسیاری با این توهم روبرو هستند و به همین دلیل، هر ساله تعداد قابل توجهی از داوطلبان، به خصوص در گروه آزمایشی علوم انسانی، به امید کسب رتبۀ عالی در آزمون سراسری سال آینده، از انتخاب رشته خودداری می‌کنند و تصور می‌کنند که سال بعد می‌توانند در بهترین رشته محل‌ها پذیرفته شوند؛
 
این در حالی است که سال بعد نیز تلاش لازم را برای موفقیت خودشان در آزمون سراسری نمی‌کنند و زمانی هم که به آرزوهای خود نمی‌رسند، شکست خود را حاصل شرایط و وضعیت جامعه می‌دانند و معتقدند که آنها هیچ اشتباهی نکرده‌اند یا حداقل سهم کوچکی در این شکست دارند؛ در واقع، غرق شدن در توهم توانمندی، هم فرد را به انتظاراتش نمی‌رساند و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌رباید.
healthcare-e-learning1

چرا بعضی‌ها هیچ وقت موفق نمی‌شوند؟(بخش ۲ از ۲)

بهانه تراشی نکنید
افراد ناموفق برای خود محدودیت‌هایی ایجاد می‌کنند و درصدد توجیه رفتارشان هستند؛ برای مثال، دانش‌آموزی که نمرۀ خوبی در امتحانات ترم اول کسب نکرده است، می‌گوید به اندازۀ سایر دانش‌آموزان باهوش‌ و با استعداد نیست یا مشکلات خانوادگی دارد و یا تمرکز لازم را ندارد. بهترین درمان برای این مساله، این است که هر وقت ذهنتان شروع به بهانه ‌تراشی می‌کند، آن را متوقف کنید و موتور ذهنتان را برای شروع کار، دوباره به راه بیندازید. بیایید به جای این بهانه‌ها، بیشترین حد خود و بهترین برای خود و برای دیگران باشید.
 
با اتفاقات ناخوشایند روبرو شوید
رسیدن به موفقیت، معمولاً با چالش‌هایی همراه است. افراد ناموفق این موضوع را درک نمی‌کنند و به سرعت دست از همه چیز می‌کشند؛ زیرا کارها ناخوشایند و دشوار به ‌نظرشان می‌رسد. غلبه بر چالش‌ها فقط ما را به اهدافمان نزدیک‌تر نخواهد کرد، بلکه در درون ما فردی را شکل خواهد داد که هرگز تصور نمی‌کردیم وجود داشته باشد. از غلبه بر ترس‌ها واهمه نداشته باشید و برای ورود به حوزه‌ای جدید، از منطقه آرامش و راحتی خود به‌ سرعت خارج شوید و خودتان را به‌چالش بکشید.
 
بی‌تفاوت نباشید
می‌گویند روزی مرد جوانی از سقراط پرسید: راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت : فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفقیت خودم را به تو بگویم.
صبح فردا، مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست تا کنار رودخانه، او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد.
به لبۀ رود رسیدند و به آب زدند و آن قدر پیش رفتند تا آب به زیر چانۀ آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان ناامیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آن قدر قوی بود که او را در زیر آب نگه دارد.
مرد جوان آن قدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد. همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفس بسیار عمیقی کشید و هوا را به اعماق ریه‌هایش فرو فرستاد.
سقراط از او پرسید: زیر آب که بودی، بیش از همه چه چیزی مشتاق بودی؟ 
 گفت: هوا.
سقراط گفت: هر زمان به همین میزان که مشتاق هوا بودی، مشتاق موفقیت بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگر ندارد.
به عبارت دیگر، نسبت به امروز و فردایتان بی تفاوت نباشید. افراد ناموفق درباره هر چیزی بی‌تفاوت هستند و برای انجام هیچ‌ کاری داوطلب نمی‌شوند. مطالعه نمی‌کنند، مایل به آموزش رسمی‌نیستند و هیچ تلاشی را انجام نمی‌دهند، و حتی اگر به بالاترین سطح بالقّوه‌ خود نرسند، با آن مشکلی ندارند؛ زیرا راهی برای خسته ‌شدن خود پیدا می‌کنند.
 
healthcare-e-learning1

چرا بعضی‌ها هیچ وقت موفق نمی‌شوند؟(بخش ۱ از ۲)

تا کنون به این فکر کرده‌اید که علت موفقیت عده‌ای و شکست گروهی دیگر چیست؟ آیا طبق نظر عده‌ای، خوش شانسی می‌تواند عامل موفقیت باشد و، در مقابل، نداشتن اقبال و بخت را می‌توان عامل شکست دانست؟  
 
حقیقت این است که افراد ناتوان و شکست خورده ویژگی‌هایی دارند که مانع از موفقیت آنها می‌شود؛ وگرنه، هر کسی با اهتمام و تلاش می‌تواند به آنچه می‌خواهد برسد. در اینجا برخی از ویژگی‌هایی را که مانع از موفقیت فرد می‌شود، آورده‌ایم. به امید آن که شما نیز جزو افرادی باشید که همای موفقیت همیشه بر شانه‌تان بنشیند.
 
 زمان، ارزشمندترین گوهر هستی
 افراد ناموفق برای زمان خود ارزش قایل نیستند. کارهای آنها مرتب روی هم تلنبار می‌شود؛ زیرا زمان کافی برای انجام کارهای قبلی خود اختصاص نداده‌اند؛ بنابراین، تحقق اهدافشان همیشه به‌ تعویق می‌افتد؛ پس در درجۀ اول باید برای زمان خود ارزش قایل بود؛ برای مثال، دقت کنید که هر روز چقدر از وقت خود را در شبکه‌های مجازی به بطالت می‌گذرانید یا چقدر از زمان خود را صرف تماشای برنامه‌های تلویزیون یا بازی‌های کامپیوتری می‌کنید؟ آیا وقت آن نرسیده است که به تفریح‌های زودگذر و زمان بر «نه» بگویید، و اگر قرار است زمانی را به انجام آنها اختصاص دهید، بعد از انجام وظایفتان باشد؟ ما نباید  طوری زندگی کنیم که انگار زمان زیادی را ذخیره داریم. بی‌شک، مهارت‌های مدیریت زمان و قدرت «نه» گفتن، گامی برای دستیابی به موفقیت در زندگی شماست.
 
در مسیر هدفتان قدم بردارید
 هرچه هدف مهم‌تر باشد، در سلسله ‌مراتب ارزش‌هایتان در مرتبه بالاتری قرار خواهد داشت و وقت و انرژی بیشتری برای آن خواهید گذاشت، و هرچه هدف کم‌ اهمیت‌تر باشد، در سلسله‌ مراتب ارزش‌هایتان مرتبه پایین‌تری به خود اختصاص خواهد داد و به زمان و انرژی کمتری نیاز خواهد داشت. افراد ناموفق کارهای زیادی انجام می‌دهند، اما این کارها اثربخش نیست؛ زیرا در مسیر اهدافشان نیست و کارهای پراکنده و بی‌هدفی محسوب می‌شوند. نوشتن اهداف و استراتژی‌هایی که می‌تواند به تحقق این اهداف کمک کند، شما را در تشخیص کارهایی که به اهدافتان نمی‌رساند، یاری می‌کند.
 
healthcare-e-learning1

تغییر نگرش، کلید اصلی موفقیت در زندگی، کار و کنکور

آیا تا به حال به حروف الفبا به دید کلیدهای دستیابی به موفقیت نگاه کرده اید؟

متن زیر را با دقت هرچه تمامتر بخوانید و از عواملی که باعث موفقیت‌تان می‌شوند، سخن بگویید.K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با:

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶

آیا برای موفقیت، تنها تلاش سخت کافی است؟

تلاش سخت (Hard work)

H+A+R+D+W+O+R+K

۸+۱+۱۸+۴+۲۳+ ۱۵+۱۸+۱۱= ۹۸ %

آیا دانش، صددرصد ما را به موفقیت می‌رساند؟

دانش (Knowledge)

K+N+O+W+L+E+D+G+E

۱۱+۱۴+۱۵+۲۳+ ۱۲+۵+۴+۷+ ۵=۹۶ %

این‌ها کافی نیستند! پس برای رسیدن به اوج چه باید کرد؟

نگرش (Attitude)

A+T+T+I+T+U+D+E

۱+۲۰+۲۰+۹+۲۰+ ۲۱+۴+۵=۱۰۰ %

آری،اگر نگرشمان را عوض کنیم و دید مثبتی داشته باشیم، هدف‌ها و برنامه‌ها، تلاش‌ها و سخت‌کوشی‌ها، پیروزی‌ها و شکست‌ها، همه و همه در مسیر درست و صحیحی قرار می‌گیرند تا دانش ما را به بالاترین حد و میزان خود برسانند.

gg