Tag: نگاه به آینده

به خودت ايمان داشته باش(بخش اول)

 تقريباً ده روز از برگزاري آزمون سراسري سال 95 گذشته است و بسياري از شما داوطلبان عزيز با اينکه تقريباً مي­دانيد که چگونه امتحان داده و احتمالاً چه نتيجه­ اي خواهيد گرفت، تا حدي نگران و سردرگم بوده و براي مشخص شدن نتيجه کنکورتان لحظه شماري مي­کنيد. گرچه نگراني شما قابل درک و طبيعي است، اما مي­توانيد در اين روزها در کنار فعاليت هاي بسياري از جمله ورزش و تفريح، کارهاي ديگري نيز انجام دهيد تا آرامش بيشتري داشته و همچنين از زمان و نيروي خود به نحو مؤثري استفاده کنيد.

ما پيش از اين در مقالات گوناگون بارها و بارها درباره قانون جذب و نقش آن در رسيدن به اهداف براي شما صحبت کرده‌ايم، اما از آنجايي که شما اکنون در مرحله خاصي از رسيدن به اهداف خود هستيد و از طرف ديگر از نظر فکري هم ممکن است تا حدي درگير نتيجه آزمونتان باشيد، لازم دانستيم تا براي همه شما عزيزان، چه کساني که امتحان را بخوبي گذرانده، چه کساني که از آزمون خود راضي نيستند و چه دانش‌آموزان عزيزي که هنوز آزمون سراسري را تجربه نکرده‌اند، مطالب ديگري درباره قانون جذب و نقش ذهن و انرژي آن در رسيدن انسان ها به هدف بگوييم.

حتماً شما به دنبال اهدافي هستيد و براي رسيدن به آنها تلاش مي‌کنيد، و احتمالاً هدف شما از شرکت در کنکور نيز تحقق بعضي از اين اهداف است. دراين سلسله از مقالات سعي ما بر آن است تا شما را با روش­هايي که افراد بسياري در سراسر دنيا با کمک آنها به موفقيت هاي بزرگي رسيده اند، آشنا کنيم؛ پس  شما هم امتحان کنيد و از نتايج آن لذت ببريد.
 
believe-in-yourself1

ادامه نوشته

یزرگ به اندازه‌ی خودت!

دنياي آدم‌ها به بزرگي خود آن‌هاست. به بزرگی فکری که دارند و به اندازه‌ی افقی که در چشم‌اندازشان قرار می‌گیرد.

 کسی که فقط چشم‌اندازی محدود را در افق دید خود دارد ، نه تنها فراتر از آن را نمی‌بیند بلکه حتّی به یک گام جلوتر از همان افق هم نمی‌اندیشد. زیرا فکر و دنیای او در نهایت محدودیّت است. فراتر از آن برایش مفهومی ندارد چون اصلاً برای او فراتر دارای وجود خارجی نیست. چنین کسی به سرعت تمام می‌شود زیرا خودش هم مانند دنیایش کوچک و محدود تمام شدنی است.

images

ادامه نوشته

فوت و فنی برای موفقیت!

امام علی (علیه السلام) می فرمایند : «گذشته گذشت، و آینده روشن نیست باید در این میان امروز را غنیمت دانست».

امروز را غنیمت شمار!

یک دانشجوی دانشکده پزشکی در بیمارستان «مونتریل ژنرال» در بهار سال 1871 نگران بود، نمی دانست چه کند؟ عاقبتش به کجا خواهد انجامید؟ به چه نحو زندگانیش را اداره خواهد کرد؟

اما همان روز کتابی به دستش افتاد که حدود 40 کلمه و یا به تعبیر دقیقتر 37 کلمه آن اثر عمیقی در زندگانی آینده او گذاشت و او را یکی از بزرگترین پزشکان عصر خود کرد و مدرسة پزشکی «جان هاپکینز» را که معروفیت جهانی دارد تأسیس نمود دانشگاه «آکسفورد» او را پروفسور طب با امتیاز تاج شناخت که این از بزرگترین افتخارات پزشکی در امپراطوری انگلستان است، و پادشاه انگلستان او را به لقب خاص «شوالیه» مفتخر ساخت. و شرح زندگیش را پس از مرگش در دو کتاب در 1466 صفحه منتشر کردند.

این شخص «ویلیام آسلر» نام داشت و آن 37 کلمه معجز آسا که زندگیش را عوض کرد از نویسنده شهیر انگلیسی «توماس کارلایل» از این قرار بود:

«کار و وظیفه اساسی ما این نیست که ببینیم در فواصل دور، در پشت ابر و تاریکی ابهام، چه چیز هایی پنهان است بلکه باید وقت خود را صرف کارهایی کنیم که در دسترس ما قرار گرفته اند»

index

ادامه نوشته