Tag: پدر و مادر کنکوری ها

والدین کنکوری ها! در کدام گروه قرار دارید؟!(قسمت دوم)

سومین گروه
وقتی برای گرفتن کارنامه فرزندش آمد و گفت نمی‌داند که سال چندم است، مات و مبهوت ماندم‌؛ یعنی اولش فکر کردم که اشتباه شنیدم، و بعد گفتم که حتماً شوخی می‌کند؛ اما وقتی با چهره‌ای جدی و صدایی خسته گفت که واقعاً نمی‌داند که فرزندش سال سوم یا چهارم است، بهت زده شدم. فرزندش کلاس چهارم دبیرستان بود و او برای گرفتن کارنامه ماهانه آذر ماه مراجعه کرده بود؛ اما هنوز نمی‌دانست که فرزندش سال چهارم دبیرستان است و از تابستان، ما او را یک کنکوری به حساب می‌آوریم.
 
حالا بیشتر معنی حرف‌های فرزندش را می‌فهمیدم؛ اینکه فضای خانه همیشه شلوغ است و هر روز که از مدرسه به خانه می‌رود نمی‌داند که چه چیز انتظارش را می‌کشد و آیا قرار است که به مهمانی بروند یا مهمان برایشان می‌آید، و وقتی هم که به این شرایط معترض می‌شود، در جواب می‌شنود که: «حالا یک روز درس نخوانی چه می‌شود؛ نمی‌شود که به خاطر درس تو همه چیز را که تعطیل کنیم! به فلانی یا بهمانی برمی‌خورد اگر بگوییم که نیاید یا نمی‌آییم»، و خلاصه تنها چیزی که این وسط مهم نیست او و کنکورش هست.
 
index

ادامه نوشته

والدین کنکوری ها! در کدام گروه قرار دارید؟!(قسمت اول)

اولین گروه

موفقیت فرزندش برایش بسیار بسیار مهم بود؛ حتی بعد از امتحانات ترم اول، در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار  از کادر مدرسه برای نتایج خوب فرزندش تشکر کرده بود؛ اما در خانه اصلا فضای مثبتی حاکم نبود. او با همسرش مشکلات جدی داشت و تحت هیچ شرایطی با هم کنار نمی‌آمدند و متاسفانه در دعواها و اختلافاتشان از بچه‌ها می‌خواستند که قضاوت کنند؛ در واقع پدر و مادر، هر یک به نوعی می‌خواستند که فرزندان  طرف او را بگیرند و در این دادگاه، که احساس و عاطفه حکم می‌کند، پیروز میدان باشند.

وقتی گله فرزندش را از این جریان برایش گفتم و اینکه به خاطر جوّ نامناسب خانه نمی‌تواند تمرکز داشته باشد و افت تحصیلی پیدا کرده است، متعجب نگاهی به من انداخت و گفت: اما من همۀ شرایط را برای موفقیت او فراهم کرده‌ام. او معتقد بود که اختلافات وی با همسرش، هیچ ربطی به فرزندشان ندارد و فرزندش قدر زحمات و پولی را که او برای موفقیتش در کنکور سراسری خرج می‌کند، نمی‌داند.
 
index

ادامه نوشته

والدينم مرا درک نمي‌کنند

«از آنها بخواهيد که هيچ کاري به کار ما نداشته باشند.» اين خواسته اکثر دانش‌آموزان من بود. آنها تمايل داشتند که والدينشان هيچ اظهار نظري درباره وضعيت درسي آنها نکنند، و حتي يکي از آنها گفت: من مايلم که والدينم با من مثل يک همسايه برخورد کنند و به اينکه من در خانه چگونه وقتم را مي‌گذرانم، هيچ کاري نداشته باشند! حرفي که با تاييد تعداد ديگري از دانش‌آموزان همراه شد.

 
پرسيدم: چرا؟ مگر والدين، بد فرزندانشان را مي‌خواهند؟ مگر جز اين است که مهربان‌ترين و دلسوزترين افراد به يک شخص، پدر و مادر اوست؟ پس چرا بعضي از شما  در مقابل آنها جبهه‌گيري مي‌کنيد؟
 
index

ادامه نوشته