Tag: پزشکی

کنکوری ۹۷: بنویس و هر روز مرور کن!

یک سال از من بزرگ‌تر است. یازده سال با هم در یک مدرسه تحصیل کردیم. اگرچه او سال بالایی بود و در موضوع درس و بحث ارتباطی باهم نداشتیم ولی دلبستگی و ارتباط دوستی ما بیش از حدِّ همکلاسی و هم مدرسه‌ای بود.

نخستین روزی که او را دیدم ، کلاس اوّلی بودم و تازه وارد به مدرسه و او هم اگرچه کلاس دومی بود ولی به مدرسه‌ی ما تازه وارد شده بود. روابط‌مان از همان جا شکل گرفت. جلوتر که آمدیم شدیم رفیق گرمابه و گلستان. یکدل بود و چراغ افروز راه. از انتقال آموخته‌هایش دریغ نداشت. روحیّاتش خیلی به دوستم حبیب شبیه بود. شش ماه بود او را ندیده بودم تا دیروز که به مدرسه آمد.

images

ادامه نوشته

رشتۀ خود را دوست ندارم؛ چه کار کنم؟(بخش اول)

دهۀ هفتاد یا هشتاد، وقتی نتایج نهایی آزمون سراسری اعلام می­شد، در پیک سنجش به داوطلبانی که در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی پذیرفته نشده بودند، می‌گفتیم که تنها راه موفقیت، ورود به دانشگاه و ادامۀ تحصیل نیست، اما این روزها هر داوطلبی می‌تواند وارد دانشگاه شود و ادامۀ تحصیل دهد و رقابت بر سر ورود به دانشگاه نیست؛ بلکه بر سر پذیرفته شده در رشته یا دانشگاهی خاص است؛
 
برای مثال، شاید بیش از ۵۰ درصد دانش‌آموزان رشته علوم تجربی، در ابتدای ورود به این رشته، آرزوی این را دارند که در یکی از سه رشتۀ پزشکی، دندانپزشکی یا داروسازی پذیرفته شوند. مشخص است که چنین چیزی غیر ممکن است و تنها تعداد معدودی از داوطلبان گروه آزمایشی علوم تجربی جذب این سه رشته می­شوند و مابقی باید در سایر رشته‌های این گروه آزمایشی ادامه تحصیل دهند.
 
می‌خواهیم بگوییم اکنون که نتایج نهایی آزمون سراسری سال ۹۶ اعلام شده است و بی‌شک عده‌ای از داوطلبان در رشته و دانشگاه مورد علاقه و ایده‌آلشان پذیرفته نشده‌اند، چه باید بکنند؟ در این مطلب به راه‌کارهای موجود برای این دسته از داوطلبان و نکات مثبت و منفی هر راه اشاره شده است. به امید آنکه داوطلبان عزیز، بهترین راه را انتخاب نمایند.
 
images

ادامه نوشته

درد دلهای مترجمی که می خواست پزشک اطفال شود!(قسمت ششم)

دوست خوبم سلام،

خوب دیگر تقریبا می شد گفت به غول مرحله آخر رسیده بودم. در فاصله چند صدم ثانیه، از فکری که کرده بودم و آرزوی جدیدم، پشیمان شدم، اما با دیدن چهره برادرم، تازه بیاد آوردم که قرار است من هم مایه آرامش و افتخار خانواده شوم، حالا اینکه این افتخار در تحصیل من در رشته پزشکی باشد یا حقوق، چندان فرقی ندارد. پس با روی گشاده، سعی کردم اولین قدم یک وکیل خوب شدن را درست بردارم و آن هم کنترل احساس و از بین بردن اضطراب درونیم بود. چند نفس عمیق، چند بار پلک زدن و در آخر چند ثانیه بستن چشمها و فکر کردن به آینده ای روشن، اولین تکنیکهایی بودند که از مشاور دبیرستانمان برای کنترل اضطراب بیاد داشتم و در همان لحظه به کار بستم.

خوب، حالا کمی آرامتر بودم. به چهره برادرم که به دیوار تکیه داده بود و دست به سینه و البته با مقدار بسیار ناچیزی اخم، من را نگاه می کرد، خیره شدم. وقتی روبرویم نشست، باز از همان تکنیکهای کنترل احساس، استفاده کردم و بعد از چند نفس عمیق، شروع به قطار کردن استدلال ها و شواهدی کردم، که نشان می داد من از ابتدا راه را اشتباه رفته بودم و می بایست به جای پزشکی به فکر آوردن رتبه برتر در رشته انسانی و سپس ادامه تحصیل در رشته حقوق می بودم. از آنجایی که اصولا دختر ساکتی بودم و بیشتر شنونده بودم تا گوینده، دایره لغت بالایی داشتم و با کمی هم بهره گیری از پیامهای کوتاهی که در کتاب های کنکور می خواندم، بخوبی توانستم با کلمات بازی کنم و با کم کردن شور و اضطراب درونیم، ناگفته های ذهن کوچکم را به برادرم نشان دهم.

index

ادامه نوشته

درد دلهای مترجمی که می خواست پزشک اطفال شود!(قسمت پنجم)

دوست خوبم سلام!

خوب، بالاخره بعد از چند ساعت در عالم خیال و رویا سر کردن، با لیوان آبی که برادر وکیل عزیزم بر روی صورتم پاشید، از خواب و خیال ناز وکیل شدن، بیرون آمدم و نا جوانمردانه با این واقعیت روبرو شدم که همچنان اندر خم یک کوچه ام و تا تحقق رویای شیرین تماس از سازمان سنجش و معرفی کردنم به عنوان نفر اول، نهایتا دوم و سوم گروه انسانی هنوز حدود یک سال فاصله دارم. با گیجی برادرم را نگاه می کردم و به این فکر می کردم که چقدر خوب می شد که او گوی سبقت را از من نمی ربود یا مثلا بجای آنکه همیشه شاگرد اول باشد و علاوه بر شاعر جوان کشور شدن، جز رتبه های برتر کنکور سال هشتاد و یک نمی شد، چقدر بیشتر مایه مباهات و افتخار خانوده ام می شدم. چون در آن صورت شیرینی تمام این اولین ها را من به خانواده ام می چشاندم و بی شک بیشتر در دلشان جا می گرفتم.

اما بهر حال، بخشی از این جریان هم به این خاطر بود که من چهار سال دیر به دنیا آمده بودم. آن لحظه به این فکر می کردم که چه میشد اگر چهار سال زودتر بدنیا می آمدم یا اصلا جای من و برادر وکیل و شاعرم عوض می شد و آن وقت چقدر دغدغه هایم کمتر بود! تصورش هم شیرین بود که جای ما دو با هم عوض می شد… دیگر حرص قبول شدن خانم مهندسمان را نمی خوردم وخیلی شیک و خانمانه قبولیش را در رشته مرد علاقه اش و دانشگاهی خوب، تبریک می گفتم و خودم را برای آزمون کانون وکلا آماده می کردم و مطمئنا زمانی هم که غزلی می سراییدم و برای مادرم می خواندم، مادرم پیشانیم را می بوسیدند و قربان صدقه ام می رفتند.

index

ادامه نوشته

پایین ترین درصدهای ممکن برای قبولی در رشته پزشکی بر اساس امار کنکور ۹۵

برای مشاهده پایین ترین درصدهای ممکن برای قبولی در رشته پزشکی بر اساس امار کنکور ۹۵ بر روی تصویر زیر کلیک کنید:

photo_2017-04-24_12-05-32