Tag: کار

اوقات فراغت، ارزشمند است(قسمت اول)

همه ما، غیر از زمانی که صرف فعالیت روزانه می‌کنیم، اوقاتی داریم که اصطلاحاً به آن ‍«اوقات فراغت» یا «زمان بیکاری» می‌گویند.
 
البته منظور از اوقات فراغت، بیکاری، سرگردانی و بی‌برنامگی نیست؛ بلکه این اوقات به زمانی اطلاق می‌شود که ما می‌توانیم با فراغِ بال از مشغله روزانه، به پی‌گیری برنامه‌ها یا تجدید قوای فکری و جسمی‌مان بپردازیم؛ لذا، هیچ‌گاه نباید اوقات فراغت را با بیهوده طی کردن زمان برابر دانست یا اوقاتی را که صرف کار می‌شود، از اوقات فراغت مهم‌تر تصور کرد؛ بلکه هر کدام از این موارد، در جای خود لازم و ارزشمندند. با توجه به این مساله، در تمام کشورهای جهان، تعطیلات آخر هفته را برای پرداختن به مسایل دیگر زندگی، مانند استراحت، تفریح و … تعیین کرده‌اند تا رشد و توسعه جامعه به نحو واقعی باشد.
 
به هر حال، هر فردی، با در نظر گرفتن اعتقادات مذهبی، موقعیت شغلی، سطح تحصیلات، شرایط سنی و … در مورد نحوه گذراندن اوقات فراغت خود تصمیم می‌گیرد. در این میان، جوانان، به دلیل موقعیت خاص اجتماعی و ویژگی‌های فردی خویش، بیش از دیگر افراد جامعه باید در مورد اوقات فراغت خود برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کنند.
 
قبل از پرداختن به نحوه گذراندن اوقات فراغت، بهتر است به اهمیت و ضرورت آن بپردازیم:
 
۷_tips_de_productividad_para_sacar_el_maximo_partido_al_tiempo_libre-01

ادامه نوشته

لطفا مقایسه ممنوع!

هی نشستیم و گذاشتیم ما را مقایسه کنند،
"از پسر عموت یاد بگیر!"
"پسر فلانی رو ببین چقدر موفقه!"
"نصف توئه، ببین به کجا رسیده!"
یا که بدتر،
خودمان، خودمان را مقایسه کردیم!


"چرا مثل فلانی توی فامیل درآمد ندارم؟"
"چرا مثل فلانی از زندگیم راضی نیستم؟"
"چرا مثل فلانی خونه و ماشین خوب ندارم؟"
"چرا مثل فلانی توی فلان دانشگاه دولتی قبول نشدم؟"
و هزار جور چرای مختلف و قیاس های اعصاب خرد کن دیگر که خودمان بریدیم و خودمان هم دوختیم!
نپرسیدیم فلانی که خودمان را با او مقایسه میکنیم،
واقعا تماما مثل و مانند ماست؟

index

ادامه نوشته

سخت کوشان: والت دیزنی(Walt Disney)-بخش دوم

نابسامانی حاصل از جنگ جهانی اول، موجب شد که پدر دیزنی روزنامه فروشی خود را رها کند و همراه خانواده‌اش به شیکاگو نقل مکان کنند. در شیکاگو، والت در دبیرستان مک کینلی نام‌نویسی کرد. وی در این مدت برای روزنامه مدرسه نقاشی می‌کشید و موفق شد زیر نظر کاریکاتوریست روزنامه «لروی گاست» آموزش‌هایی ببیند. والت دیزنی در شیکاگو در یک شرکت مربا سازی مشغول به کار شد. کار یکنواخت مربا سازی در تمام روز برای پسرک شانزده ساله‌ای که شیفتۀ ماجراجویی بود، شکنجه‌ای سخت به حساب می‌آمد.
 
در ۲۲ ژوین ۱۹۱۷ ری به خدمت نیروی دریایی آمریکا پیوست. والت دیزنی نیز آرزوی پیوستن به نیروی دریایی را در سر داشت، اما به علت کم بودن سنش، موفق به انجام این کار نشد؛ با این حال، وسوسۀ استخدام در ارتش تمام ذهن او را اشغال کرده بود و با اینکه در دانشکده هنر شیکاگو تعدادی واحد درسی گرفته بود، خود را به عنوان داوطلب رانندگی آمبولانس صلیب سرخ معرفی کرد.
 
هنوز آموزش او پایان نیافته بود که آتش بس موقت اعلام شد، اما یگان ویژه‌ای که والت دیزنی در آن عضویت داشت به فرانسه اعزام شد تا سربازان مصدوم را از جبهه به وطن باز گرداند. وی در آنجا، یک سال راننده آمبولانس بود. آمبولانس او پوشیده از نقاشی‌هایش بود. طولی نکشید که افسر فرمانده به استعداد والت در نقاشی پی‌برد؛ از این رو، وی را به غیر از رانندگی آمبولانس،‌ مامور کشیدن پوسترهایی کرد که به سربازان، امدادهای اولیه پزشکی را آموزش می‌داد.
 
index

ادامه نوشته

در این روزهای بلند پس از کنکور، چه کنیم؟

از آخرین روزهای قبل از کنکور بسیار خوانده‌اید و شنیده‌اید؛ اما روز بعد از کنکور چطور؟ راستی روز بعد از این مسابقه نفس گیر چه می‌کنید؟

قبل و بعد از آزمون با این سؤال به سراغ داوطلبان رفتیم و پاسخ‌های جالبی شنیدیم که جمع‌بندی آنها جملات زیر بود:
*روز بعد از کنکور، ساعت را برای ۵ صبح  تنظیم می‌کنم تا زنگ بزند و بیدار شوم؛ بعد یک نیشخند می‌زنم و خاموشش می‌کنم و با آرامش دوباره می‌خوابم !
* برای ۱۲ ساعت تمام، بازی کامپیوتری می‌کنم. پدر و مادرم هم قول داده‌اند که هیچ کاری به کارم نداشته باشند تا من با خیال راحت، تمام بازی‌هایی را که دوست دارم انجام دهم !
* می‌خوابم. هر چقدر دلم خواست می‌خوابم؛ چیزی که این روزها خیلی کمبودش را حس می‌کنم.
* نمی‌دانم چه کنم؛ فکر کنم که روزهای بعد از کنکور، روزهای بدی باشد؛ احساس خلا می‌کنی؛ احساس بی‌هدفی. ترجیح می‌دهم که به آن فکر نکنم.
عده‌ای هم از برنامه سفر با خانواده، تفریح با دوستان، مطالعه کتب غیر درسی‌، کلاس‌های ورزشی، سرگرم شدن با اینترنت و گریه کردن و غصه خوردن برای  نتیجه آزمون ! سخن می‌گفتند.
images

ادامه نوشته

علاقه‌مند باش، موفّق خواهی شد!

سلام

هنگامی‌که به کاری می‌پردازیم ، آنچه ما را به آن کار مسلّط می‌کند و نتایج خوبی از آن به‌دست می‌دهد ، میزان توجّهی است که به آن کار و انجام دقیق و بی‌عیب و نقص آن می‌نماییم. وقتی برای کارهای‌مان ارزش قائلیم این پیام را به ذهن می‌فرستیم که این کار برای‌مان ارزشمند و بسیار مهمّ است. به همین دلیل ذهن ما نیز به آن کار و نحوه و کیفیّت انجام آن بیش‌تر توجّه و دقّت می‌کند.

خوب است این مساله مهم را همواره به خاطر داشته باشید که ارزش قائل شدن برای کارها موجب افزایش بهره‌وری می‌شود. زیرا در پی توجّه به یک کار، علاقه به انجام آن فراهم می‌شود و کاری که با علاقه و لذّت انجام شود حتماً کیفیّت خوبی را نیز خواهد داشت. انسان‌های موفّق همگی اعتقاد دارند که همیشه برای گام‌های‌شان، برنامه‌های‌شان و اجراهای‌شان ارزش و احترام خاصی قائل بوده‌اند که توانسته‌اند در کارهای‌شان موفّق و پیروز باشند.

images