Tag: کربلا

می گویم از کنار زیارت نرفته ها….

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها
 
اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها
 
کم می شود اگر چه به انواع مختلف
هر سال از شمار زیارت نرفته ها
 

اما هنوز این «منِ» بیچاره مانده است
در جمع بی قرار زیارت نرفته ها

index

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها
 
انگار بین هیات ما هم نشسته بود
زهرا(س) به انتظار زیارت نرفته ها
 
در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
 
اما هزار مرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
 
باب حسین(ع) قسمت آنان که رفته‌اند
باب الرضا(ع) قرار زیارت نرفته‌ها

سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی…

سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی
دنیا شده مجنون تو امّا به سر نی

از مشرق چشمان تو هفتاد و دو خورشید
تابیده شد از روی زمین تا به سر نی

حس می کنم اینجا شده بعد از تو قیامت
این گونه که محشر شده بر پا به سر نی

images
گیسو مفشان می رود از دست دل شهر
روییده شد همراه تو دل ها به سر نی

خشکیده لبان غزلم مثل لبانت
شک نیست که جاری شده دریا به سر نی

هر جای زمین سر زده ام کرب و بلایی ست
چشمان زمین حک شده آیا به سر نی؟

هر سال محرّم وسط ظهر دهم ها
سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی

نذر حضرت علی اکبر (ع):طاووس خیمه

"هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم"
هر گه نظر به روی تو کردم جوان شدم

طاووس خیمه پیش پدر راه می روی؟
گفتی اذان و مست من از این اذان شدم

آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو
اما به روی نعش تو من قد کمان شدم

تا اینکه خوب از عطشم با خبر شوی
از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم

images

با خود نگفته ای پدرت خورد می شود؟
من مثل قطعه های تنت بی نشان شدم

آخر چرا جواب پدر را نمی دهی؟
چیزی بگو. علی، ولدی نصفه جان شدم

زینب (س) میان این همه دشمن دویده است
بابا اسیر زخم زبان هایشان شدم

از بهر بردن تو عبا کم می آورم
من چند بار بر بدنت امتحان شدم

شد سرخی لبان تو در دشت منتشر
من هم به طشت زر هدف خیزران شدم

شکر خدا که نیزه من شد بلند تر
در راه شام بر سر تو سایه بان شدم

 

نذر علی اصغر حسین (ع)

اگرچه تو بی تابِ آبی، بمان
تو آرام قلب ربابی بمان
تو همنام با بوترابی بمان
علی جان مبادا بخوابی، بمان
تو دیگر دلم را نسوزان، علی

چه کرده لب خشک تو با حسین
که اینجا شده از وسط تا، حسین
نگفتی تو یکبار: بابا حسین
اگر خسته جانی بگو یا حسین
تو آرام جانی نده جان، علی

چونان گرگ از هر طرف می زنند
عروسی گرفتند و دف می زنند
برای کماندار، کف می زنند
همیشه به قلب هدف می زنند
گلی را به همراه گلدان، علی

ببین مرگ من را دعا می کنند
ببین حرمله را صدا می کنند
چه تیر بزرگی رها می کنند
علی جان سرت را جدا می کنند
ذبیح من ای  پور عطشان، علی

images

حسودند و زنگ خطر می زنند
تو از بس قشنگی نظر می زنند
سه شعبه به قلب پدر می زنند
گلوی تو را سر به سر می زنند
گلوی خودت را بپوشان! علی

مگر وقت هل من مبارز شده
مگر کشتن طفل، جایز شده؟
چرا رنگ قنداقه قرمز شده؟
پدر پیش درد تو عاجز شده
تو ای ماهی سرخ بی جان، علی

اگر قلب من را تو راضی کنی
بخندی و با خنده نازی کنی
تو را می برم خیمه، بازی کنی
به شرطی که کمتر تلذّی کنی
دعا می کنم بهر باران، علی

نباشی دل ما ترک می خورد
و بر چهره آب، لک می خورد
دل عرش سنگ محَک می خورد
نباشی رقیه کتک می خورد
تسلای قلب یتیمان، علی…

 

نذر قاسم ابن الحسن(ع)

تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند
از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند

قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود
گفتم که زاده حسَنم بیشتر زدند

این ضربه ها تلافی بدر و حنین بود
گفتم علی(ع) و بر دهنم بیشتر زدند

images

از جنس شیشه بود مگر استخوان من
دیدند خوب می شکنم بیشتر زدند

می خواستند از نظر عمق زخم ها
پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند

تا از گلم گلاب غلیظی در آورند
بانعل تازه بر بدنم بیشتر زدند

دیدند پا ز درد روی خاک می کشم
در حال دست و پا زدنم بیشتر زدند