Tag: کنکوری

کنکوری ۹۸: بنویس و هر روز مرور کن!

یک سال از من بزرگ‌تر است. یازده سال با هم در یک مدرسه تحصیل کردیم. اگرچه او سال بالایی بود و در موضوع درس و بحث ارتباطی باهم نداشتیم ولی دلبستگی و ارتباط دوستی ما بیش از حدِّ همکلاسی و هم مدرسه‌ای بود.

نخستین روزی که او را دیدم ، کلاس اوّلی بودم و تازه وارد به مدرسه و او هم اگرچه کلاس دومی بود ولی به مدرسه‌ی ما تازه وارد شده بود. روابط‌مان از همان جا شکل گرفت. جلوتر که آمدیم شدیم رفیق گرمابه و گلستان. یکدل بود و چراغ افروز راه. از انتقال آموخته‌هایش دریغ نداشت. روحیّاتش خیلی به دوستم حبیب شبیه بود. شش ماه بود او را ندیده بودم تا دیروز که به مدرسه آمد.

۵-ways-companiesusing-mobile-learning-technology-1024x642

در دانشگاه تهران، پزشکی می‌خواند . دعوتش کرده بودند تا از تجربیّات سال گذشته‌اش برای‌مان بگوید. جلسه‌ای که با او داشتیم تمام شد. دورش جمع شده بودیم و پاسخ‌هایی را که صبورانه به پرسش‌های انفرادی دوستانم می‌داد می‌شنیدیم. یحیی جمع را شکافت و جلو آمد. طبق عادت همیشگی‌اش گفت:«یه چیزی بپرسم؟» منتظر پاسخ نماند و ادامه داد:«انگیزه‌ات را در طول دوران آمادگی برای کنکور سراسری چگونه حفظ می‌کردی؟»

مثل همیشه لبخند بر لب گفت:«خیلی ساده. عکسی از دانشکده دانشگاه مورد علاقه ‏ام را روی دیوار اتاقم نصب کرده بودم و هر روز به دیدن آن عکس از خواب بیدار می‏شدم. همیشه و در هر شرایطی پیش چشمم بود و به طور منظم و مستمر چشم اندازم را یادآوری می‌کرد. البتّه در مواقع زیادی تعیین اهدافی کوتاه مدّت انگیزه بخشم می‌شد. امّا از همه مهم‌تر این بود که هدف‌هایم را نوشته بودم و در فرصت‌های مختلف آن‌ها را مرور می‌کردم. این کاری است که هماکنون که وارد دانشگاه شده ام نیز از انجام آن غفلت نمی‌کنم.»

بعد از این که رفت به یحیی گفتم:«فهمیدی باید چکاری انجام بدهی؟» گفت:«بله. چشم اندازم را پیش نگاهم قرار دهم. اهداف کوتاه مدّت داشته باشم و هدف های بلند مدّتم را بنویسم و مرور کنم.» این یحیی هم استعداد عجیبی در دسته بندی کردن مطالب دارد.

 

کنکوری ۹۸:به آب بزن ، بیاموز!

سلام

با قرار گرفتن در موقعیّت‌هایی که دیگران نیز آن‌ها را تجربه کرده‌اند ، همان رفتارهایی را نشان می‌دهیم که از آنان سر زده است. معمولاً اعتنای کمی به تجربه اندوزی‌های دیگران داریم.

ترجیح می‌دهیم تجارب شخصی خود را افزایش دهیم و کمتر از آن‌چه دیگران هم آن را تجربه کرده‌اند ، درس بگیریم. یکی از این‌ها تجربه‌ی قرار گرفتن در موقعیّت‌های تازه و موضوعات جدید است.

۵-ways-companiesusing-mobile-learning-technology

ادامه نوشته

کنکوری‌های۹۷! این فرصت گرانبها را دریابید(قسمت اول)

صدایش پشت تلفن کاملاً می‌لرزید. گویا موضوع مهمی، خیلی نگرانش کرده بود. آرام و غمگین گفت: "می‌دانید که من دانش‌آموز متوسطی هستم. امسال قصد نداشتم برای کنکور درس بخوانم، اما الان نظرم عوض شده است و می‌خواهم مطالعه را شروع کنم، ولی خیلی‌ها ناامیدم کرده‌اند و می‌گویند که کلاً باید بی‌خیال شوم؛ آخر با این وقت کم نمی‌توانم موفق شوم. می‌خواستم نظر شما را در این مورد بدانم. به نظر شما من چه کار کنم؟" همان‌طوری که به صحبت‌های سیما گوش می‌دادم، نگاهی به تقویم انداختم. تقویم، اواخر اسفند ‌‌ماه را نشان می‌داد. با خودم گفتم "مگر الان برای کنکور دیر شده است؟!"
 
سیما منتظر جواب من بود و من به این موضوع فکر می‌کردم که مشکل سیما، هر سال، مشکل بسیاری از داوطلبان است. هر سال، داوطلبان زیادی به دلایل مختلف، مانند بیماری، مشکلات خانوادگی، اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی و حتی اهمال و تنبلی، نمی‌توانند از تابستان یا مهر ماه به صورت مرتب و اصولی شروع به مطالعه کنند. برخی از این داوطلبان با یک تصمیم‌گیری درست و برنامه‌ریزی حساب شده بخوبی می‌توانند از وقت باقی مانده، بهترین استفاده را بکنند؛ اما عده دیگری از داوطلبان، واقعاً نمی‌توانند که یک تصمیم درست و اصولی بگیرند؛ بنابراین، نمی‌توانند موفق شوند. در این میان، عده‌ای هم هستند که ابتدا خوب شروع می‌کنند، اما وقتی به اواسط کار می‌رسند، به دلایل مختلف ناامید شده و دست از تلاش می‌کشند و پس از مدتی، دوباره درصدد مطالعه برمی‌آیند؛ اما گمان می‌کنند که از سایر داوطلبان به کلی عقب مانده‌اند؛ بنابراین، سر دو راهی مطالعه یا کنکور ندادن می‌مانند.
images

ادامه نوشته

لطفا مقایسه ممنوع!

هی نشستیم و گذاشتیم ما را مقایسه کنند،
"از پسر عموت یاد بگیر!"
"پسر فلانی رو ببین چقدر موفقه!"
"نصف توئه، ببین به کجا رسیده!"
یا که بدتر،
خودمان، خودمان را مقایسه کردیم!


"چرا مثل فلانی توی فامیل درآمد ندارم؟"
"چرا مثل فلانی از زندگیم راضی نیستم؟"
"چرا مثل فلانی خونه و ماشین خوب ندارم؟"
"چرا مثل فلانی توی فلان دانشگاه دولتی قبول نشدم؟"
و هزار جور چرای مختلف و قیاس های اعصاب خرد کن دیگر که خودمان بریدیم و خودمان هم دوختیم!
نپرسیدیم فلانی که خودمان را با او مقایسه میکنیم،
واقعا تماما مثل و مانند ماست؟

index

ادامه نوشته

همه چیز به خودت بستگی داره…(مقاله انگیزشی ویژه داوطلبان کنکور 95)

برنامه مستندي ديدم در مورد قطب شمال ❄️
بهار و تابستون و پاییز، کلا پنج شش ماه میشد و بقیه ی سال زمستون تاریک و سرمای وحشتناک..اما این مستند در مورد یه کرم کوچولو بود؛ من اصلاً فکرش هم نمی کردم که تو اون سرمای وحشتناک هیچ حشره ای دوام بیاره. حالا چه برسه به یه کرم کوچولوی دو سانتی مثل اين عكس بالا .اما، قصه ی زندگیش!!


این کرم کوچولو که چون رو تنش کرک داشت، بهش میگفتند کرم پشمالوی قطبی، وقتی از حالت لارو خارج میشد و تبدیل میشد به کرم ، مثل همه ی کرم های دیگه شروع میکرد به خوردن و ذخیره سازی و کسب انرژی برای مراحل دگردیسی، کل بهار و تابستون را میخورد، ولی اینقدر وقت کم بود که زمستون از راه می رسید و اون هنوز آنطور که باید و شاید آماده نبود.

سرما می اومد و می خزید زیر یه سنگ و…… یخ میزد. اول اندام هاش بعد خونش منجمد میشد. بهار که میومد، با گرم شدن هوا، یخ اونم وا می رفت و….دوباره زنده میشد و دوباره شروع می کرد به خوردن و اندوختن تا بلکه بتونه پروانه بشه. ولی خیال باطل!! تو بهار دوم هم وقت کم میاره….بازم زمستون و دوباره مرگ و…

e7455c960434eaad35dd3f3398c09ddf

ادامه نوشته