Tag: امام حسن مجتبی(علیه السلام)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تشبیه و وصف روی تو کار خیال نیست

آئینه ی وجود خدا را مثال نیست

بر هرچه هست،نام محمّد نوشته اند

آری که اسم و رسم خدا را زوال نیست

این اعتقاد ماست که لقمه به جای خود

حتی نفس کشیدن بی تو حلال نیست

ما را محبّت نبوی رو سپید کرد

رویش سیاه هرکه غلام بلال نیست

از جمع ما ابوذر و سلمان درست کن

این جمله کارها که برایت محال نیست

در خاک ما اویس قرن رشد می کند

وقتی برای دیدن رویت مجال نیست

بال و پر شکسته تو را درک می کند

118

بی روضه ی تو راه به سوی کمال نیست

روز دوشنبه آمد و حال تو زار شد

زهرا شکست پیش تو و بی قرار شد

روز دوشنبه غصه ی مادر شروع شد

آری عزای داغ پیمبر شروع شد

روح الامین برای تسلیّ نزول کرد

تا گریه های سوره ی کوثر شروع شد

وقت وداع دختر خود را نگاه کرد

حرف از شکست بال کبوتر شروع شد

ذکر حدیث صورت نیلی فاطمه

مرثیه های کوچه و یک در شروع شد

بر سینه اش حسین غریبش که تکیه زد

صحبت ز شمر و سینه و خنجر شروع شد

این پنج تن برای کسی گریه می کنند

گویا که روضه ی علی اکبر شروع شد

این روضه قلب آل علی را به خون کشید

دشمن چه دیر نیزه ز جسمش برون کشید

شـیــعــیــان شــاد و فـرحـنـاك ز مـولـود حسن

امروز آسمان و زمین و هرآنچه در آن است غرقِ سرور و شادمانی است؛ زیرا پذیرای میهمان پربرکتی از خاندان پاک رسالت و امامت می باشد؛ زیرا که ستاره درخشانی از میان ستارگان زیبای هدایت طلوع می کند و نسیمی بهاری قلب های سرد و خشک انسان ها را جان تازه ای می بخشد ای فرزند رسالت و امامت و ای کوثر ولایت، میلادت مبارک باد.

          

           این چه شور است عزیزان كه بهر انجمن است           

شـاد و خـرم دل یـــاران و بـه دور از مــحــن اسـت

 

هــر طـرف مـی‌گـذرم بـانـگ طـرب مـی‌شــنـــوم

زانـكـه مـیـلاد حـسـن نـور دل بـوالـحـسـن اسـت

 

دخـتــر خـتــم رســولان پـــســـری آورده اســـت

كـه جـمـالـش حـسـن و نـام نـكـویش حسن است

 

ســروی آزاد عــیـــان گـشـتـه كــه از خـرمیـش

جـلـوه بـاغ بـهـشـت است و صفای چمن است

 

شـهــر یـثـرب شـده فـرخـنـده ز مـیــلاد حــســن

وز تـجـلـی رخ او بـر مـه و خور طعنه زن است

 

تـهـنــیـت گــوی مــلائــك بـه زمــیــن آمـــده‌انـد

كه فضا خوش نفس از مشگ و عبیر ختن است

 

شـیــعــیــان شــاد و فـرحـنـاك ز مـولـود حسن

شادمان خاطـر سرگشته هر مرد و زن است

 

صـبــر ایــوب فــرامـوش شــد از خــاطــره‌هــا

دیـده خـلـق جـهـان خـیره به صبر حسن است

 

پـســر فــاطــمـه از مــهــر بــه یــاران نـظــری

دیـده‌هـا سـوی تـو ای دلـبـر شیرین سخن است

 

تـو «حـیاتی» چه غـم از وحشت محشـر داری

كـه حـسـن روز جـزا دافـــع رنـج و مِـحـن اسـت

milade  karime  ahle  beyt  92