Tag: امام رضا(ع)

نذر ضامن آهو…

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود
زهری توان مختصرش را گرفته بود


معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است
یعنی که رُخصت سفرش را گرفته بود


از بس شبیه مادرش افتاد بر زمین
در انتهای کوچه سرش را گرفته بود


تا رو به روی حجره خمیده خمیده رفت
از درد بی امان، کمرش را گرفته بود

sms-shahadate-imam-reza
چشم انتظار دیدن روی جواد بود
خیلی بهانه ی پسرش را گرفته بود


بر روی خاک بود که پیچید بر خودش
آثار تشنگی، جگرش را گرفته بود


افتاد یاد جدّ غریبی که خواهرش …
… در بین قتلگه خبرش را گرفته بود


دیگر توان دیدن اهل حرم نداشت
از بس که نیزه دور و برش را گرفته بود


وقتی که شمر آمد و کارش تمام شد
خلخال دختری نظرش را گرفته بود

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی(ع)

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین … خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

 

 

به پای بوس نگاهت…

خاک، بوی قدم‏هایت را حس کرد و آسمانی شد.

 قاصدک‏ها، تادورترین سرزمین‏ها را، چرخیدند و مژده آمدنت را به چشم‏های تشنه رساندند. خاک، قدم گاه قدم‏های ملکوتی تو شد و فرشته ‏ها، زایر همیشگی ‏ات تا به هر بهانه، به زیارت چشمان روشنت بیایند و بوی خوشت را برای آسمان‏ها سوغات ببرند.

چقدر دوست داشتنی است روزهای آمدنت! کاش می‏توانستم هر سال، روز تولدت را در حرم نفس بکشم! شب تولد تو که می‏شود، حرمت از آسمان پر ستاره نیز پرستاره ‏تر می‏شود. چقدر آدم اینجاست که در هفت آسمان، غیر از تو ستاره‏ای ندارند. تو امشب به دنیا آمدی تا ستاره همه بی‏ ستاره ‏ها باشی؛

آری ! حَرَمت، قبله دل‏های شکسته است، عالَم، با همه نگرانی‏ها و غم‏هایش، همین که دلش را به پنجره فولاد تو گره می‏زند، آرام می‏گیرد. این را بارها از کبوترهای حرمت شنیده‏ ام.

آقا! مرا کبوتر گنبدت کن، سرگردانی ام را سامان ببخش.

 یا امام رئوف! من به محبت و ولایت تو پناه آورده ‏ام. مرا از هوای دل‏انگیز ولایت، سرخوش کن.

سلام ضامن آهو! دل شکسته من، به پای بوس نگاهت غریب می‏آید…

index

یا ضامن آهو!

خراسان در شب میلاد تو، عزیزترین جای عالم است.

امشب عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمین به آسمان راه می گشاید و تمام عرش‌نشینان، چراغانی شهری را به هم نشان میدهند که خورشیدی شبانه‌روز در خاکش پرتوافشانی می‌کند.

امشب نگاه فرشتگان به مشرق ایران دوخته شده و تمام دلها به‌سوی طوس پر میکشد. همه دلها امشب حسرت پرواز دارند، حسرت داشتن دو بال سبک‌بار که بی وقفه به‌سوی تو پر بگشایند و شادباش میلادت را بر ضریح تقرب بوسه زنند.

چه مبارک سحری و چه فرخنده شبی است!

یا ضامن آهو!

دل های بی پناهمان را که چون آبگینه های شکسته در پهنای گیتی سرگردانند، در پای ضریح مقدست آشیان ده که محتاج پرکشیدن به آبی لایتناهی فطرت خدا یی مان هستیم.

images