Tag: امام زمان(عج)

ما غائبیم یا امام زمان؟!!

او غایب نیست، ما غایبیم

تمام مشكلات ما ناشی از این است كه از امام زمان ارواحنا له الفداء دور شده‌ایم. نجات یك ملّت به امام زمان ارواحنا له الفداء وابسته است. امام زمان ارواحنا له الفداء انسان كامل است.

كافی است كه نظر مباركشان بر جان ما بیفتد تا ما انسان شویم، یعنی مبادی میل ما اصلاح شود زیرا كه وجود ائمه تكوینی است، غیب و شهود ندارد، بودنِ هستی به وجود آن حضرت است و هر كس به اندازه‌ نزدیكی به نظر او بقاء و واقعیت می‌یابد و معنی‌دار می‌شود.

emam-zaman-molodi

ادامه نوشته

این جشن ها…

این جشن ها برای من آقا نمی شود
با این چراغ ها شب من پا نمی شود

 

من بیشتر برای خودم گریه می کنم
این جشن ها برای تو بر پا نمی شود

 

خورشیدی و نگاه مرا می کنی سفید
می خواستم ببینمت اما نمی شود

images

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا
وقتی که کور شد گرهی، وا نمی شود

 

این زندگی بدون تو تلخ است مثل زهر
با زهر ما، آب گوارا نمی شود

 

آقا! جسارت است ولی زودتر بیا
این کارها به صبر و مدارا نمی شود

 

باور مکن تو را به هوای تو خواستم
با این قدی که پیش شما تا نمی شود

5739393374345417768

صبح نزدیک است…

رو به گندم‌زارها می‌آیی ای مولای گندمگون !

آیه‌ی صلحند چشمان شما ـ «والتین والزیتون» ـ

 

ابروانت خط نستعلیق خطاطی زبردستند

آخرین بیت از غزل‌هایی خیال انگیز و یکدستند

 

بیتِ آخر حالتش این است، غافلگیر خواهد کرد

ـ ناز دارد ـ می‌رسد هرچند گاهی دیر خواهد کرد

 

نرگس اینجا غرق در ترکیب خالت با لب است امشب

«آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است »، امشب

 

دارد از بالا محمد (ص) هم خودش را در تو می‌جوید

می‌زند بر شانه‌های حیدر و با شوق می‌گوید:

 

ـ مثل زهرا(س) می‌شود از دور چشمش را که می‌بندد

خوب با دقت نگاهش کن علی(ع) ! مثل تو می‌خندد

 

بی محمد(ص) مانده یثرب تا تو شب با ماه تنهایی

بی علی(ع) ماندیم تا تو بازهم با چاه تنهایی

 

لحظه‌ها را بی تماشایت نگو باور کنم مولا!

«من نه آن رندم که ترک ساقی و ساغر کنم» مولا!

 

تا کی اینجا قصه‌ی خورشید پنهان را بخوانم من

«یوسف گمگشته باز آید به کنعان» را بخوانم من

 

با ستاره منتظر می‌مانم آری صبح نزدیک است

آه بیدارانِ این شب زنده داری! صبح نزدیک است

asli

 

یا اباصالح المهدی ادرکنی

دو داستان از ملاقات دلدادگان اهل بیت با حضرت مهدی امام زمان(عج).برای دانلود فایل های صوتی بر روی لینک های زیر کلیک نمایید:
دانلود فایل صوتی1

دانلود فایل صوتی2

z5tfjqu39c0psduduu0

مستِ آقا

آسمان امشب زمین را بوسه باران می کند              فرش دارد عرش را در خاک مهمان می کند
باز هم دارد ملک سجده به انسان می کند           سفره ها را دست حق دارد پر از نان می کند
باز هم خوان کرَم روی زمین گسترده شد
باز هم دسته گلی از آسمان آورده شد
نور خورشید است یا نور خداوند مبین                                نور صدها ماه می تابد به بالا از زمین
باز بیرون آمده دست خدا از آستین                                      باز پیدا شد نشانی از امیرالمومنین
تا کویر سامرا باغ پر از گل می شود
ناگهان اطراف قنداقه پر از گل می شود
باغی از گل روی دستان امام عسگری ست           این تمام هستی و جان امام عسگری ست
آیه نه سوره نه قرآن امام عسگری ست                این پسر شمشیر برّان امام عسگری ست
قرص ماه کامل است امشب هلال عسگری
عرشیان گویند امشب خوش به حال عسگری
ابر باریدن گرفت و رود و دریا شاد شد                       غنچه خندید و دل بی تاب صحرا شاد شد
عطری از جنت وزید و عرش اعلا شاد شد                       بیشتر از کل عالم قلب زهرا شاد شد
آمد آن کس که تمام انبیا را رهبر است
آن کسی که تار و پودش تار و  پود حیدر است
روی زیبای محمد بین قاب روی او                                              ذوالفقار حیدر کرار در ابروی او
مثل عطر حضرت زهراست عطر و بوی او                       قدرت بازوی عباس است در بازوی او
چون حَسن، لطف و سخا دارد عطای دست او
دست حاتم را یقیناً در کرامت بسته او
 
images
 
حضرت آدم بنازد بر رخ زیبای او                                      مهر می سازد کلیم از خاک زیر پای او
نوحِ کشتیبان شده محو قد رعنای او                                خضر می گیرد بقا با دیدن سیمای او
باید ابراهیم لعنت بر دل شیطان کند
جای دارد پیشش اسماعیل را قربان کند
حضرت یوسف غلامی از غلامانش شده                        حضرت یعقوب نیت کرده دربانش شده
حضرت عیسی گل مریم مسلمانش شده                  دست جبرائیل هم گهواره جنبانش شده
مریم و سارا و هاجر پیش نرجس صف زدند
نام او شد انتخاب و اهل عالم کف زدند
می رسد روزی که روی کعبه پرچم می زند                   نعره مستانه ای در کل عالم می زند
تیغ بر می دارد از دین خدا دم می زند                          بوسه بر پایش کنار مکه زمزم می زند
سامرا، کرببلا٬ یک سر به مشهد می زند
روی قبر حضرت صدیقه گنبد می زند
چون حسین بن علی او با شجاعت می رسد         با سپاهش مثل کوهی با صلابت می رسد
سیصد و اندی نفر با سیل غیرت می رسد                روی دوشش پرچم سبز ولایت می رسد
عدل و داد مرتضایی را به عالم می دهد
مطمئنم او که برگردد نجاتم می دهد
در عراق و سوریه یکباره غوغا می کند                             زخم قبر عمه جانش را مداوا می کند
داعش بی شرم را رسوای دنیا می کند                می زند سرهایشان را حق تماشا می کند
کاشکی روز ظهورش مست آقا شیم ما
کاشکی روز ظهور حضرتش باشیم ما
 
index