Tag: امیرالمومنین علی ابن ابی طالب(ع)

زیباترین صحنه ها در غدیر خم

همه ی ما درباره ی واقعه ی روز غدیر، زیاد شنیده ایم و خوانده ایم، یک سخنرانی دو سه ساعته، جمعیت 120 هزار نفری، بیعت با زبان و با دست ها، جریان مردی که اعتراض داشت و همانجا معجزه ای رخ داد و نابود شد، تبریک ها و شادباش ها، توقف سه روزه و …اما زیباترین صحنه های غدیر کدامیک هستند؟

کلیپی بسیار زیبا در مدح آقا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

کلیک کنید

اولین صحنه، خدا پشت سر توست

دو دل است، نمی داند حرفش را بگوید یا نه، می ترسد، از نافرمانی دو رویان سیاه دل می ترسد، نکند کلامش را به سخره گیرند، نکند اصلا نگذارند که حرفش را بزند، نکند…
"من از جبرئیل درخواستم که از خداوند اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسی ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست" کلامی از خطبه ی غدیر
اما خدا به دل ها آگاه تر است، وحی نازل می شود:
 وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ(67 مائده) 
و خداوند تو را از شر مردم حفظ می کند
دلش با کلام خدا قوی شد، عزم سخن کرد، بسم اللهی گفت و شروع کرد…
چقدر زیباست، حال دل بنده ای که می داند خدا حمایتش می کند.

index

ادامه نوشته

گه ولادت او كعبه مدتی خندید

رسید حیدر و این خاك نور باران شد                         به یمن آمدنش عالمی مسلمان شد

همین كه دروسط كعبه اوتولد یافت                          گلِ خدا شد و كعبه به پاش گلدان شد

تمام گرمی بازار حسن یوسف بود                           پس ازعلی چقدرنرخ یوسف ارزان شد

علی قدم زد و خورشید زیر پای علی                         ز خاك سر زده و آفتابگردان شد

امام كعبه رسید و به یمن آمدنش                      سرود روی لب مصطفی علی جان شد

برای آمدنش كعبه پیش دستی كرد                          و سینه چاكی او زودتر نمایان شد

اگر چه قنبر او پادشاه قلب من است                        ولی گدای علی هركه گشت سلمان شد

لبش كه وا شد و ‌ذكرخدا به لب آورد                         زمین نه عالم هستی بهشت عرفان شد

علی امام من است و منم غلام علی                               علی برای تمامی خلق سلطان شد

index

رسید آنكه خدا كعبه را به او بخشید                           گه ولادت او كعبه مدتی خندید

علی كسی است كه كوثر از او سبو دارد                   جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

فقط به خاطر حُب و ولایت مولاست                          اگر بهشت خداوند رنگ و بو دارد

علی كسی است كه عالم گدای قنبر اوست           اگرچه گوشه پیراهنش رفو دارد

برای اینكه علی پا به سینه اش بنهد                      خداست شاهد من كعبه هم وضو دارد

علی كسی است كه هرشب كنارسجاده                  بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف كعبه رامشخص كرد                            ز خاك پای علی كعبه آبرو دارد

علی كه پشت نبردش زره نمی خواهد                     اگر چه لشگری ازسنگ روبرو دارد

index

و هو العلی

ربنا آتنا نگاهش را، که هوایم دوباره بارانی است

السلام علیکْ یا دریا که دلم بی قرار و توفانی است

 

اِنّ فی خلق تو خدا هم مست، روحْ حیران، فرشته‌ها هم مست

اِنّ فی خلق تو زمین مبهوت، زیر یک آسمان پریشانی است

 

«لا اله»َم ! کجای «الا» یی؟ روح دریا ! کجای دریایی؟

مثل آبی به چشم ماهی‌ها، ای «هوالظاهر»ی که پیدا نیست

 

«یا سریع الرضا»ی لبخندت، عاشقان را کشیده در بندت

«یا ولیَّ الذینَ» یک دنیا که در اسم تو غرق حیرانی است

qadir93

«و اذا الشّمسْ» پیش تو تاریک، «واذا البحرْ» از تو در جوشش

واذا القلبِ من که می‌پرسند: به کدامین گناه قربانی است؟

 

من که از «اِنّما ولی» مستم، در هوای «هوالعلی…» مستم

از «شراباً طَهورِ» چشمانت، شب میخانه‌ام چراغانی است

 

«اشهد انَّ» هر چه دارم تو، «وقِنا من عذابِ نار»َم تو

آه، «یا ایها العزیز»َم آه، توشه‌ام این غزل که ‌می‌خوانی است

 

«لیْتَ شِعری» که شعر من آیا می‌رسد تا به ساحلت؟ دریا !

– ناله‌های کبوتری زخمی که در این بند تیره زندانی است

images

روزیم را شب عید است، کمی اشک بده

                    تو رسیدی که سرآغاز امامت بشود/چشم تو معنی ایثار و رشادت بشود

هر کسی دیده تو را لحظه شمشیر زدن/تا ابد شیفته درس شهامت بشود

در مقام تو همین بس که در این راه دراز/حضرت فاطمه حامی ولایت بشود

عکس زهرا که به چشمان تو افتاد خدا/بین چشمان تو با فاطمه رویت بشود

مطمئنم که از این جمله خدا هم راضی ست/باید از نام تو هر ثانیه صحبت بشود

 نوکری تو مدالی ست که زهرا داده/آنقدر نذر نمودم که عنایت بشود

همه حرف من این است شب عید غدیر/دیدن صحن نجف کاش که قسمت بشود

به خدا می رسد آن کس که تو را پیدا کرد

زین جهت بود خداوند تو را مولا کرد

btowhMqdydIvWNEi

من مریض توأم ای شاه شفا می خواهم/بی سر و پایم و آقا سر و پا می خواهم

 من بیچاره چه دارم به تو تقدیم کنم/تازه امشب سفر کرب و بلا می خواهم

تا محرّم بشود چند شبی مانده هنوز/روزی نوکری از دست شما می خواهم

دامنت را دمی از دست من آقا نکشی/بهر شالم نخی از کنج عبا می خواهم

التماست بکنم می کنی آقا نظری/چادر سوخته فاطمه را می خواهم

یک دعا کن که دل نوکر تو قرص شود/کارم از کار گذشته ست دعا می خواهم

روزیم را شب عید است کمی اشک بده

راضی ام؛ اشک مرا هم ز همان مشک بده