Tag: سخت کوشی

سخت کوشان: والت دیزنی(Walt Disney)-بخش سوم

مدیرش، برای انجام چند آزمایش، یکی از دوربین‌های شرکت را به خانه برد و بعد از آن هرگز نگاهی به پشت سرش نیفکند !
 
والت دیزنی در ۱۹۲۳، فیلم «آلیس در سرزمین عجایب» را ساخت، که در آن، دختر بچه‌ای به عنوان قهرمان فیلم می‌توانست با شخصیت‌های کارتونی بازی کند. در این فیلم، «آلیس» هنرپیشه حقیقی بود. او دخترکی بود به نام «ویرجینیا دیویس» که در برابر دیواری سفید رنگ می‌ایستاد و به دستور کارگردان به بازی مشغول می‌شد و از وی فیلم می‌گرفتند و کارتون سازها، بر مبنای دستورالعمل کارگردان، قسمت کارتونی فیلم را می‌ساختند، و بعد در لابراتوار، این دو فیلم روی هم مونتاژ می‌شد.
 
اشتیاق دیوانه وارش او را بر انگیخت تا برای بالا بردن کیفیت کارش، تمام اندوخته‌اش را در سرمایه گذاری جدید صرف کند. با وجود هزینه بالای تولید فیلم و رکورد بازار،‌ وی به مرز ورشکستگی رسید و شکست تجاری «آلیس در سرزمین عجایب» باعث به تعطیلی کشاندن استودیو والت دیزنی شد.
 
index

ادامه نوشته

سخت کوشان: والت دیزنی(Walt Disney)-بخش دوم

نابسامانی حاصل از جنگ جهانی اول، موجب شد که پدر دیزنی روزنامه فروشی خود را رها کند و همراه خانواده‌اش به شیکاگو نقل مکان کنند. در شیکاگو، والت در دبیرستان مک کینلی نام‌نویسی کرد. وی در این مدت برای روزنامه مدرسه نقاشی می‌کشید و موفق شد زیر نظر کاریکاتوریست روزنامه «لروی گاست» آموزش‌هایی ببیند. والت دیزنی در شیکاگو در یک شرکت مربا سازی مشغول به کار شد. کار یکنواخت مربا سازی در تمام روز برای پسرک شانزده ساله‌ای که شیفتۀ ماجراجویی بود، شکنجه‌ای سخت به حساب می‌آمد.
 
در ۲۲ ژوین ۱۹۱۷ ری به خدمت نیروی دریایی آمریکا پیوست. والت دیزنی نیز آرزوی پیوستن به نیروی دریایی را در سر داشت، اما به علت کم بودن سنش، موفق به انجام این کار نشد؛ با این حال، وسوسۀ استخدام در ارتش تمام ذهن او را اشغال کرده بود و با اینکه در دانشکده هنر شیکاگو تعدادی واحد درسی گرفته بود، خود را به عنوان داوطلب رانندگی آمبولانس صلیب سرخ معرفی کرد.
 
هنوز آموزش او پایان نیافته بود که آتش بس موقت اعلام شد، اما یگان ویژه‌ای که والت دیزنی در آن عضویت داشت به فرانسه اعزام شد تا سربازان مصدوم را از جبهه به وطن باز گرداند. وی در آنجا، یک سال راننده آمبولانس بود. آمبولانس او پوشیده از نقاشی‌هایش بود. طولی نکشید که افسر فرمانده به استعداد والت در نقاشی پی‌برد؛ از این رو، وی را به غیر از رانندگی آمبولانس،‌ مامور کشیدن پوسترهایی کرد که به سربازان، امدادهای اولیه پزشکی را آموزش می‌داد.
 
index

ادامه نوشته

زندگی نامه سخت کوشان: «جک مای» بنیان‌گذار سایت علی بابا

وقتی رستوران‌های زنجیره‌ای  KFCدر چین قصد استخدام نیرو داشت، ۲۴ نفر برای شغل درخواست دادند و ۲۳ نفر هم پذیرفته شدند؛ در این میان، فقط یک نفر رد شد؛ جوانی لاغر اندام و نحیف  به اسم «جک»؛ فردی که مسیر طولانی و پر فراز و نشیبی را برای موفقیت طی کرد؛ مسیری که سرانجام او را به ثروتمندترین شخص چین تبدیل نمود. در این نوشته، مسیر موفقیت بنیان‌گذار سایت علی بابا، آقای جک را با هم می‌خوانیم.
 
«ما یون» ؛ «(Ma Yun)» در سال ۱۹۶۴ در هانگژو چین زاده شد. پدر و مادر او که نوازنده و راوی قصه‌های محلی بودند آن قدر درآمد نداشتند که بتوانند خانواده را در سطح متوسط جامعه نگه دارند. در سال ۱۹۷۲ در شهر هانگژو صنعت توریسم در این شهر رونق گرفته بود، «ما یون» که برای یادگرفتن زبان انگلیسی اشتیاق فراوانی داشت، هشت سال تمام، هر روز صبح ۴۰ دقیقه با دوچرخه به سمت هتلی در نزدیکی هانگژو می‌رفت تا با توریست‌های غربی دیدار کند. او با انجام این کار و ارایه رایگان خدمت معرفی شهر و منطقه به توریست‌ها، توانست زبان انگلیسی خود را تقویت کند. یکی از توریست‌ها که از تلفظ سخت نام او به ستوه آمده بود، نام «جک» را برای او  برگزید و او نیز از این به بعد بیشتر با نام «جک ما» شناخته شد.خود جک در مورد این دوران می‌گوید: آن هشت سال عمیقاً مرا تغییر داد. من خیلی بیشتر از همه چینی‌ها جهانی فکر کردم و جهانی اندیشیدم و آنچه خودم آموختم با آموزش‌های مدرسه تفاوت زیادی داشت.
 
جک در مورد یک اتفاق تاثیر گذار دیگر هم می‌گوید: در سال ۱۹۷۹ با یک خانواده چهار نفره استرالیایی ملاقات کردم و با آنها سه روز را گذارندم، و در نهایت، با هم به صورت مکاتبه‌ای رفیق شدیم و در سال ۱۹۸۵ به دعوت آنها به استرالیا رفتم. یک ماه حضور تابستانه من در استرالیا زندگی مرا تغییر داد. من در مدرسه شنیده بودم که چین ثروتمندترین و شادترین کشور جهان است، اما وقتی استرالیا را دیدم، با خودم گفتم: «آه خدای من ! همه چیز با آنچه شنیده‌ام فرق دارد!!» از آن روز یاد گرفتم که متفاوت فکر کنم.
 
۹۶۳۷۷۲fd8d34ac81bfebc6481b7fe6ff

سخت کوشان: شارلوت برونته

بیشتر ما این جملۀ معروف توماس ادیسون، مخترع توانمند، پر کار و مشهور جهان، را شنیده‌ایم که: «موفقیت و نبوغ، یک درصد انگیزه است و ۹۹ درصد عرق ریختن»؛ اما نمی‌دانم چرا در عمل، این موضوع را چندان نمی‌پذیریم و تصور می‌کنیم افرادی که در  دنیای علم، هنر، صنعت، سیاست، ورزش و … موفق شده‌اند، یا استعداد خدادادی عجیب و غریبی داشته‌اند و یا شانس و اقبال بسیار باعث شده است که آنها قلۀ موفقیت را پیروزمندانه فتح کنند.
 
اگر در آنچه می­ خواهیم به نتیجه مورد نظرمان نمی‌رسیم، تقصیر را گردن کم اقبالی‌مان می‌گذاریم و با حسرت از آنهایی یاد می‌کنیم که جز خوش شانسی هیچ مزیتی بر ما نداشته‌اند !
 
می‌خواهیم از این دفعه، هر هفته در این صفحه، از یک فرد موفق سخن بگوییم؛ فردی که در گوشه‌ای از این دنیای خاکی در عرصۀ علم، هنر، ادبیات، ورزش ، فعالیت‌های اجتماعی و … موفق شده است و این موفقیت خود را بیش از هر چیز دیگر، مرهون سخت کوشی و تلاش پی‌گیر خود بوده است. به امید آنکه زندگی این افراد بتواند الگویی برای تلاش بیشتر ما در راه اهداف سازنده و ارزشمندمان باشد.  
cbrichmond 

 

ادامه نوشته

نقش هیجان در دوران آمادگی برای کنکور

خیلی وقت پیش بود که یک کتاب مطالعه می کردم. که نظریه ی جالبی راجع به رفتار و احساسات آدمها ارائه داده بود، تو این کتاب گفته بود که همه ما می دونیم احساسات و علایق ما، رفتارهای روزمره مون رو رقم می زنند، مثلا من به درس فیزیک علاقه دارم و فیزیک می خونم! یا با دوستم صمیمی هستم و براش کادو می خرم یا باهاش درددل می کنم،… .

منظور نویسنده این بود که هربار از روی علاقه، فیزیک می خونم، علاقه ام به فیزیک بیشتر می شه و… . هر بار رفتاری رو به دلیل یک احساس انجام میدهیم اون احساس رو تقویت می کنیم، دفعه بعد اون احساس تسلط بیشتری رو رفتارمون داره. به عبارت دیگه احساس ورفتار با هم رابطه ی متقابل دارند و روی هم اثر می گذارند.

images

ادامه نوشته